تبليغاتX
بیائیم دین اسلام را آنگونه که هست شناسیم
روز قیامت خویشان و فرزندان شما هیچ نفعی بحال شما نخواهد داشت.
 

به طوری که میدانیم قرآن کریم با تفسیر خلقت،به پیروان خود طرز تفکر جهان بینی میدهد و همین جهان بینی را زیر بنای کلیه ی مقررات و قوانین خود قرار میدهد.از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده و درباره ی آن سکوت نشده است موضوع خلقت زن  و مرد است...

برای ادامه ی مطلب بر ادامه ی مطلب کلیک کنید.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 13:34  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
 

قرآن تنها کتاب آسمانی است که از دسترس اغیار به دور مانده و همانگونه که بر پیامبر اسلام(ص)نازل گردیده در اختیار انسان ها قرار گرفته است،بر خلاف کتب انجیل و تورات و... که در طول زمان دچار تغییرات فراوان شده و گردآورندگان آنها بسیاری از مطالب را به آنها افزوده اند،به طوری که کتب تورات و انجیل و ... پر است از مطالب ضد نقیض و بی اساس که از ساحت مقدس الهی به دور است و اما دلایل عدم تحرف قرآن عبارتند از....

برای مطالعه ی بیشتر به ادامه ی مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 13:28  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

تاثیر اسلام در جهان

نیاکان ما در جهان اسلام توانستند علوم و دانش بشری را به پانصد شاخه برسانند(تاریخ تمدن،جرجی زیدان مسیحی،ج3،ص264).آنان در هر شهری ابتدا به ساختن مسجد و آموزشگاه اقدام میکردند(تمدن اسلام و عرب،گوستاولوبون فرانسوی،صص 557 و 558).....

برای مطالعه ی بیشتر درباره ی فرهنگ و تمدن اسلام به ادامه ی مطلب رجوع کنید.

لازم به ذکر است که بیشتر این مطالب با ذکر منبع موثق که اکثرشان غیر مسلمانند ذکر گردیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 13:21  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
در میان ادیان و مذاهب هیچ دینی مانند اسلام در شئون زندگی مردم مداخله نکرده است(اسلام در بیان وظایف  بسیار همه گیر و جامع است که حتی برای فردی ترین کار از جمله نماز و دستشویی برنامه دارد چه برسد به احکام اجتماعی مثل ازدواج یا همسرداری که شیوه ی همسر داری در اسلام نیز بعد ها به امید خدا در همین وب درج خواهد شد و این است که میگویند دین اسلام دین جامعی است.).اسلام در مقررات خود به یک سلسله عبادات و اذکار و اوراد و یک رشته اندرزهای اخلاقی اکتفا نکرده است(مثل مسیحیت)،همانطوریکه روابط بندگان با خدا را بیان کرده است خطوط اصلی روابط انسانها و حقوق و وظایف افراد را نسبت به یکدیگر نیز در شکل های گوناگون بیان کرده است.قهرا پرسش انطباق با زمان در باره ی اسلام که چنین دینی است بیشتر مورد پیدا میکند....

ادامه ی مطلب در ((ادامه ی مطلب))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 13:13  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
ایدئولوژی اسلامی برابر است با یکسری ویژگی ها و دستوراتی که برای فرد فرد افراد جامعه از جانب خداوند به وسیله ی پیامبر اسلام برای بشر آمده تا زندگی دنیوی و اخروی را برای افراد به ارمغان آورد.این حقیر کوشیده تا با جمع کردن اندکی از این ویژگی ها آنها را برای تمامی بینندگان این وب به عنوان تحفه تقدیم نمایم.امید است که با تفکر بر روی این مطالب از آنها استفاده نموده و آنها را در زندگی خویش به کار بندند...

برای مشاهده ی تمامی مطاتلب بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 13:7  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
تفاوت هائی که در نظام های اخلاقی مشاهده میشود ناشی از اختلاف نظر در زمینه ی انسان شناسی است.یا به عبارت دیگر یکی از تفاوت ها میان ادیان مختلف،متفاوت بودن ((علم اخلاق))آن ایدئولوژی است.پس یکی از راه ها برای شناختن اسلام شناختن اخلاق در آن است.

ادامه ی مطلب را در ((ادامه ی مطلب))مشاهده کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:58  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
سلام...مطلبی را از سایتی بدست آوردم که در وبلاگ میذارم که در آن اشکالاتی فاحش از اقدس کتاب بهائی ها در آن است و برای مطالعه بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...

 

http://www.bahairesearch.ir/html/index.php?name=News&file=article&sid=221


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:49  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
من خدمت این دو بزرگوار سلام عرض میکنم...امیدوارم بفهمم مشکلتون با اسلام در چیست؟؟خیلی دلم میخواد بفهم .خواهش میکنم از شما دو بزرگوار که منو با آیدیم اد کنید تا با هم صحبت کنیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:0  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

 

قرآن تنها کتاب آسمانی است که از دسترس اغیار به دور مانده و همانگونه که بر پیامبر اسلام(ص)نازل گردیده در اختیار انسان ها قرار گرفته است،بر خلاف کتب انجیل و تورات و... که در طول زمان دچار تغییرات فراوان شده و گردآورندگان آنها بسیاری از مطالب را به آنها افزوده اند،به طوری که کتب تورات و انجیل و ... پر است از مطالب ضد نقیض و بی اساس که از ساحت مقدس الهی به دور است و اما دلایل عدم تحرف قرآن عبارتند از:

1)آیه ی 9 از سوره ی حجرکه میفرماید:ما این قرآن را که مایه ی تذکر است نازل کردیم و ما به طور قطع آن را حفظ خواهیم کرد.

2)قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده،قانون اساسی،دستور العمل زندگی،برنامه ی حکومت و ... پس روشن میشود که اصولا کم و زیاد در آن امکان نداشته است.علاوه بر این مسلمانان همواره در نماز ها و در مسجد ها،خانه و میدان جنگ و به هنگام روبرو شدن با دشمن به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب،از آن استفاده میکردند.

3)وجود حافظان قرآن یکی از دلایل دیگر عدم تحریف قرآن میباشد.عدد حافظان به قدری بوده که در بعضی تواریخ میخوانیم:در یکی از جنگ ها که زمان ابوبکر واقع شد چهار صد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند.پس قرآن کتابی نبوده که در گوشه ی اتاق گرد و غبار رویش بشیند و کسی دست به آن ببرد.

4)وجود نویسندگان وحی،حتی کسانی که بعد از نزول آیات قرآن بر پیامبر آیات را یادداشت میکردند،که عدد انها را ازچهارده تا چهل نفر نوشته اند.

5)دعوت همه ی پیشوایان اسلام به قرآن موجود،قابل توجه اینکه بررسی کلمات پیشوایان اسلام نشان میدهد که از همان اغاز اسلام همه یک زبان مردم را تلاوت و بررسی و عمل به همین قرآن موجود دعوت میکردند و این خود نشان میدهد که این کتاب آسمانی به صورت یک مجموعه ی دست نخورده،در همه ی قرون نخستین اسلام بوده است.

6)روایات ثقلین که با طرق معتبر و متعدد از پیامبر نقل شده،خود دلیل دیگری بر اصالت قرآن و محفوظ ماندن ان از هرگونه دگرگونی است.زیرا طبق روایات پیامبر میفرماید:من از میان شما میروم و دو چیز گرانمایه برای شما به یادگار میگذارم:نخست قرآن و دیگری اهل بیت من است که اگر دست از دامن این دو برندارید هرگز گمراه نخواهید شد.

آیا این تعبیر در مورد کتابی که دست تحریف به دامان ان دراز شده،میتواند صحت داشته باشد؟

7)علاوه بر همه ی اینها قرآن به عنوان یک معیار سنجش مطمئن اخبار صدق و کذب به مسلمانان معرفی شده است و در روایات متعدد که در منابع اسلامی آمده میخوانیم که اگر در صدق و کذب هر حدیثی شک کردید آن را به قرآن عرضه کنید.هر حدیثی موافق قرآن بود حق است و هر حدیثی مخالف آن نادرست است.اگر فرضا تحریفی درقرآن حتی به صورت نقصان رخ داده بود،هرگز ممکن نبود به عنوان معیار سنجش حق از باطل و درست از نادرست معرفی گردد.

8)پس از نزول آیه تحدی(طلب معارضه یعنی اگر شک دارید که قرآن از جانب خدا نیست،سوره ای مثل آن را آورید)در سوره ی بقره،یکی از افرادی که خواست سوره ای مانند قرآن بیاور(( مسلمیه کذاب)) بود که در زمان پیامبر در یمامه میان طایفه ی بنی حنیفه مدعی نبوت شده بود و از قبل اسلام آورده بود یک همچین سوره ای را آور که خودتان قضاوت کنید:

((الفیل ما الفیل و ما ادراک ما الفیل له دنبٌ وَثیل و خرطومٌ طویل))

یعنی:فیل چیست؟آن قیل،و از کجا میداند که فیل چیست؟او را دمی تابیده و خرطومی دراز است

یا این سوره که فقط به علت کوتاه شدن این پست تنها به ترجمه اکتفا مینمایم

یعنی:ای قورباغه،دختر قورباغه،صدا کن آنچه صدا میکنی،نصف تو در آب و نصف تو در گِل،نه اب را گل آلوده میکنی و نه آشامنده را منع مینمائی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:33  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

 

حرف قرآن را بدان که ظاهریست                 زیر ظاهر باطنی بس قاهری است

زیر آن باطن یکی بطن سوم                        که درو گردد خرد ها جمله گم

بطن چارم از نبی خود کس ندید                    جز خدای بی نظیر بی ندید

تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین                      دیو،آدم را نبیند جز که طین

زانکه از قرآن بسی گمره شدند                     زیر رسن جمعی درون چاه شدند 

 

در ابتدا به فرازی چند از خود قران درباره ی خود قرآن می پردازیم:       

 

سوره ی نسا آیه ی 82

 

آیا در قرآن نمی اندیشید؟هر گاه از سوی دیگری جز خدا میبود در ان اختلافی بسیار می یافتند

 

سوره ی الحجر آیه ی 9

 

ما این قرآن را فرو فرستادیم و خود نیز آن را حفظ میکنیم.

 

حال که به اینجا رسیدیم از اعجاز علمی قرآن برایتان می آورم باشد که مایه ی عبرت قرار گیرد.ان شا الله:

 

رعد/2)

)الله همان خدائی است که آسمان ها را بی هیچ ستونی که قابل رویت باشد برافراشت.سپس بر عرش استیلاء یافت و خورشید و ماه را که هر یک تا زمانی معین در سیرند مسخر ساخت.کارها را تدبیر میکند و آیات را بیان میکند،باشد که به لقای پروردگارتان یقین کنید)).

تعادل نیروی جاذبه و دافعه(گریز از مرکز)که یکی از ارتباط با جرم کراتآسمانی دارد و دیگری مربوط به حرکت آنهاست،به صورت یک ستون نامرئی اجرام سماوی را نگه داشته است

رعد/3:

((اوست که زمین را بگستراند و در آن کوه ها و رودها قرار داد و از هر میوه جفت جفت پدید آورد و شب را بر روز میپوشاند.در این عبرت هاست برای مردمی که میاندیشند)).

قرآن مجید تقریبا قرن ها قبل از کشف شدن این واقعیت که مساله ی زوجیت در جهان گیاهان تقریبا یک قانون عمومی است بار ها به این حقیقت اشاره کرد.

نبا/6-

7((آیا ما زمین را بستری نساختیم و کوه ها را میخهائی

نحل/15

((و بر زمین کوه هائی بزرگ افکند تا شما را نلرزاند.و رودها و راه ها پدید آورد.شاید هدایت شوید.

این آیه همانند آیه ی 31 سوره ی انبیا و ایه ی 10 سوره ی لقمان بیان این حقیقت علمی است که کوه ها وسیله ی ثبات پوسته ی زمین هستند.

انبیا/32

((و آسمان را سقفی مصون از تعرض کردیم و باز هم از عبرت های آن اعراض میکنند)).

جو زمین با ضخامت حدودا هزار کیلومتر همچون زرهی،زمین را از شر مجموعه بیست میلیون سنگ های آسمانی در روز با سرعتی در حدود 50 کیلومتر بر ثانیه به ان برخورد میکنند و نیز اشعه ی مرگبار کیهانی در امان نگه میدارد.

فرقان/53

((و اوست که دو دریا را کنار هم قرار داد: یکی شیرین و گوارا و دیگری شورابی سخت گزنده و میان ان دو مانع و سدی استوار قرار داد))>

این آیه یکی دیگر از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم میکند که چگونه یک حائل ناپیدا در میان دریای شور و شیرین قرار میگیرد و اجازه نمیدهد آنها با هم آمیخته شوند.امروزه ما میدانیم که این حجاب نامرئی همان تفاوت درجه ی غلظت اب شور و شیرین است.

نمل/88

((و کوه ها را بنگری،پنداری که ساکن و جامدند،حال آنکه مانند ابر در حرکت اند.صنع خداست که هر چیزی را به کمال پدید آورده است.هر آینه او به هر چه میکنید اگاه است)).

همانگونه که پیداست آیه ی فوق بیانگر حرکت و چرخش زمین است.

یونس/5

((اوست خدائی که آفتاب را رخشان و ماه را تابان نمود)).

پیش از آنکه بشر منیر بودن خورشید و مستنیر(انعکاس نور خورشید)بودن ماه را کشف کند،قرآن این گونه حقیقت امر را بیان داشته است.

یس/38

((و خورشید به سوی قرارگاه خویش روان است.این قرمان خدای پیروزمند و داناست))

مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که خورشید(کل منظومه ی شمسی)به سویستاره ی دور دستی که آن را ستاره((وگا))نامیده اند در حرکت است.

علاوه بر این:

1)اشاره به حرکات وضعی و چرخشی زمین

2)اشاره به کرویت زمین

3)اشاره به استخراج معادن و اشیا گرانبها از دل سنگ ها

و...

 

 

                          

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 20:24  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

یک شبه ی بزرگ

 

به تازگی چیز هائی رو به نا حق دارن به اسلام میبندند که آدم شاخ در می آره!!

میگن پیامبر نعوذ بلله،شهوت ران بوده است.مخصوصا در همین تازگی که یک شبه ی بس بزرگ شده است... .

حالا بنده هم با تحقیقاتی که انجام داده ام و یا از طریق پرسش به پاسخی قانع کننده دست یافتم.

ببینید،پیامبر چندین زن گرفت،این رو ما تکذیب نمیکنیم،اما اینکه میگن شهوت ران بوده اند،کفر واضح است.

در زیر به بیان علت های ازدواج های مکرر پیامبر و توجیح کردن این مهم پرداخته ام:

الف)اکثر ازدواج هائی که پیامبر انجام میداده اند،بعد از حضرت خدیجه(ع)بوده است.یعنی در سن و سال بیشتر از 45.

از نظر روانشناسان و پزشکان،هر چه سن انسان رو به پیری میرود،غرایز جنسی و شهوانی فرد نیز رو به تقلیل میرود.پس پیامبر بیشترین ازدواج هایشان را در سنینی انجام داده اند که هیچ گونه غریزه ی جنسی در ایشان نبوده است.

ب) در زمان پیامبر به دلیل جنگ های مکرری که اتفاق افتاده است،بسیاری از زن ها شوهرانشان را از دست داده بودند.

بنا بر این آن حضرت نیز مانند حضرت علی(ع) باید از فرزندان یتیم زنان بیوه حمایت میکرد.اما چون بحث محرم و نامحرمی به وجود نیاید،پیامبر زنان بیوه را صیغه میکرد تا برای سرپرستی آنها مشکلی به وجود نیاید.

نکته ی دیگر اینکه پیامبر حتی یکبار نیز با زنان صیغه ای خود هم بستر نشده بودند.

ج)یک نکته ی کلی دیگری که باید درباره ی ازدواج های مکرر حضرت پیامبر(ص)بگویم اینکه:

در هر دورانی از زمان،فرهنگ ها متفاوت است.برای مثال در گذشته در عربستان کودکان را برای تربیت به بیابان می بردند،اما اکنون بسیار کم همچین چیزی به چشم میخورد.و یا در گذشته ی فرهنگ ایران،برای اعیاد متفاوت همه،خانه ی بزرگتر ها بر طبق سنت میرفتند،ولی امروزه اصلا به کلی قطع رابطه کرده اند.

پس در گذشته و حتی  در زمان حال اعراب،چند زن گرفتن جزو فرهنگ محسوب میشده است.پس اگر میبینیم در ایران نباید بیش از چند زن گرفت،ولی در عربستان میتوان،دلالت بر این ندارد که فرهنگ اعراب نیز باید بمانند ما باشد.پس زمان پیامبر همچین چیزی رسم بوده است!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 18:18  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

چرا خدا را نمیبینیم؟؟؟

 

 

مارکسیسم ها و بسیاری از منکران خدا میگویند))ما به چیزی ایمان میآوریم که آن را ببینیم)).

و به عقیده ی آنها هر چیزی که با چشم دیده شود،وجود دارد.

نظر شما راجع به این حرف چیست؟آیا ندیدن خدا توسط چشم،دلیل بر نبود خداست؟

یا اصلا تا به حال فکر کرده اید که چرا خداوند خالق را نمیبینیم؟؟

پس بهتر است با سه مثال بسیار ساده و علمی معتبر،هم جواب مارکسیسم ها و هم جواب منکران را بدهیم!

1)در پرتو هائی که از خورشید به سمت زمین می آید،طیف رنگی بسیار گسترده ای وجود دارد که ما تنها هفت رنگ از آن ها را میبینیم.پس آیا میتوانیم بگوئیم چون ما سایر طیف های رنگ را نمیبینیم،این چنین قضیه ی علمی کذب محض است؟و یا میتوانیم منکر آن شویم.

2)برای صوت نیز سه دسته ی:فرو صوت،صوت و فرا صوت وجود دارد که هر کدام طول موج های معینی را دارند.

این صدائی که ما از محیط پیرامونمان میشنویم تنها به بخش کوچک ((صوت))اختصاص دارد و دیگر صداها (چه فرا صوت و چه فرو صوت)را ما قادر به شنید نشان نیستیم.

برای مثال مورچه ها برای صحبت کردن از امواج فرو صوت استفاده میکنند که ما قادر به شنید نشان نیستیم.و یا دلفین ها برای ارتباط برقرار کردن از امواج فرا صوت استفاده میکنند.پس میبینیم صدا ها نیز بخشی اعظم از آنها را نمیبینیم.

3)اگر بخواهیم بر عقیده و نظر مارکسیسم ها(همانگونه که در بالا اشاره شد)اتکا کنیم،باید بگوئیم:

((انسان ها بی دلیل به زمین چسبیده اند،چون چیزی به نام جاذبه را ما نمیبینیم،پس جاذبه ی زمین هم وجود ندارد.

اما خودشان هم این واقعیت_یعنی وجود جاذبه _را تکذیب نکرده اند و موافق هستند که جاذبه وجود دارد.

پس چرا آن چیزی را که نمیبینند انکار نمیکنند؟

نتیجه گیری:

پس چون میگوییم خداوند نیز چیزی فراتر از جسم و عالم ماده هست،ما قادر به دیدن او نیستیم.همانطور که قادر به دیدن طیف های رنگ و صوت و نیروی جاذبه نیستیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 16:52  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

 

دونالد هانری پور تر:

((خلقت به هر نحوی انجام شده به دست خالق بوده و وجود خدای متعال پایه ی اساسی هر فرضیه است و جواب سوالاتی که تا به حال پاسخی به آنها داده نشده یک کلمه است و آن کلمه خدا)).

آیزاک واتس(اثبات وجود خدا صفحه ی 145):

((طبیعت در حال قیام کتاب خود را گشوده و از روی آن آفریدگار بزرگ را تسبیح و تجلیل میکند)).

والتر اوسکارلند برگ،دانشمند فیزیولوژی و بیوشیمی:

((اگر ما منکر وجود خدا باشیم در عین حال نظم و ترتیب و پیش بینی در امور طبیعی را قبول کنیم،به بزرگترین تضادها قائل شویم،و این بر خلاف منطق و عقل سلیم است)).

آلبرت انیشتین:

((در عالم مجهول،نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست.من اسم این نیرو را خدا گذاشته ام.من در این دنیا ماده و نیروی ازلی نمیبینم و آفرینش جهان را نتیجه ی تصادف نمیدانم و به نظر من در آفرینش جهان هیچ عامل مجهول،حتی مرموز،وجود ندارد.من در آفرینش جهان مشیت پروردگار قادر متعال را میبینم و بس،و عقیده ی من شاید غیر منطقی نباشد.آیا بشری که هوش و استعدادش محدود است میتواند بگوید که فلان موضوع با عقل و حق وفق میدهد و فلان موضوع دیگر نمیدهد!در هر صورت من عقیده ی خود را ابراز نمودم و همیشه در این عقیده ثابت خواهم بود)).

رومین:

((تمامی مبانی علمی و فلسفی من در باب پدیدار شدن جهان از ماده ی بی شعور باطل،و وجود جهان نیز بدون صانع متعال و حکیم مقتدر که احساس درونم به تحقق او گواه،و حکمت های آفرینش او را تصدیق میکند محال است،و آفریدگار جهان حق است.)).

 

 

 

خوب.

حالا نظر شما راجع به خدا چیست؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 16:44  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

((و کسانیکه کافر شدند و آیات ما را دروغ پنداشتند همانان اهل آتش دوزخ اند و برای همیشه در آن خواهند ماند و آن بازگشت بسیار بدیست.(سوره ی تغابن 10)

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:39  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

 

یک اختر شناس میگوید که هر ستاره(کهکشان،سیاره و ..)شش مرحله را پشت سر میگذارد.

حال آنکه در برخی از آیات قرآن مجید آمده:

((خداوند زمین و آسمان را در شش روز آفرید))

من استنباطم اینه که منظور از شش روز،شش مرحله است.چون واقعا که در شش روز نیافریده.بلکه در هزاران سال به وجود آمده.آن هم با مرور زمان.پس این شش روز با آن مطابقت دارد.

حتی میتوان گفت بر اساس خود قرآن که ((هر روز نزد شما،هزاران سال نزد خداست))

پس این شش روز بدین صورت است؛

هزاران سال*6

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:32  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 

 

نزدیکی های میان دو رود آثار طوفان نوح رو یافتند...

در زمان رامسس دوم تو مصر حضرت موسی و شکافته شدن رود رو نیز کشف کردند.در بابل کنعانیان و ماجرای حضرت ابراهیم رو کشف کردند.این همه قوم رو خدا(لوط و ثمود،ایکه و ...)زده نیست و نابود کرده چون انکارش کردند....

پس این همه، کار کیه که این همه قدرتمنده؟؟؟

خود حضرت محمد(ص)که میگن نامه به خسرو پرویز نوشته،چطوری یک شبه نوشتن رو یاد گرفت؟

مگه پیغمبر همون چوپان بیسواد نبود؟؟؟چی شد یکدفه تو غار حرا نوشتن یاد گرفت؟؟؟؟

همین قرآن که در عصر سخنرانی و سخنوری،فصاحت و بلاغت بر پیامبر نازل شد،پس از اینکه قوم یهود و مسیح اون رو تکذیب کردند و گفتند که این را خود حضرت محمد(ص) از خود ساخته،آیه نازل شد که:

((به آن ها بگو اگر این قرآن ساخته و پرداخته ی خود پیامبر است،شما نیز یک سوره مانند آن را بیاورید اگر در گفتار خود راستگوئید)).

در ادامه اومده که خدا بهشون گفت، شما از هر کی میخواین کمک بگیرین.حتی جن و انس.

ولی اونا نتونستند حتی یک آیه بیارند که با آیات قرآن برابری کنه!!چه برسه به یک سوره.

مگه خود پیامبر انسان بیسواد نبود؟خوب پس چرا اون همه باسواد های سخنران نتوستند کلامی را مانند قرآن بیارند؟

بر فرض که قرآن توسط خود پیامبرساخته شده،آیا یک بیسواد که یک شبه باسواد شده،میتواند سخناتی را بر زبان بیاورد که؛

الف)سرشار از اعجاز علمی باشه .برای مثال،اشاره به کروی بودن زمین که هزار و خورده ای سال قبل از گالیله نازل شده است...،اشاره به حرکت وضعی و گردشی زمین،اشاره به زوجیت گیاهان و ...

ب)شامل پیش گوئی هائی باشه که چند صد سال بعد درست از آبدربیاد.مثلا اشاره به پیروزی رومیان بر ایرانیان بعد از شکست خوردن رومی ها،مانند پیش بینی از سفر کردن انسان ها به فضا،پیش بینی از آخر زمان و ...

ج)کلماتش جوری باشد که بر هر کس بخواند منقلب شود....برای مثال آن شخص غیر مسلمان که با شنیدن قرآن اسلام آورد،آن کسان غیر مسلمانی که آیات قرآن بر آنان تلاوت شد اشک از چشم هایشان جاری شد و ایمان آورد و ...

هرگز نمیتواند... .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 19:45  توسط دوستی همنشین با صالحان  | 
بر سه چیز است:

۱)مال الله:همه چیز را برای خدا بدونی

۲)تدبیر الله:هر اتفاقی رو از جانب خدا بدونی و مطمئن باشی که خدا بدتو نمیخواد.هر اتفاقی که برات می افته از جانب خداست و بدونی که دوست داره...

۳)خلق نیکو:خوشبرخوردی با مردم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 18:51  توسط دوستی همنشین با صالحان  |