تبليغاتX
اسلام را آنگونه که هست بشناسیم...

اسلام را آنگونه که هست بشناسیم...

زن در جهان بینی اسلامی

                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرحمن الرحیم

(به نام خداوند بخشنده ی مهربان)

 

فرهنگ برهنگی،برهنگی فرهنگی

تفاوت عمده ی فرهنگ غربی و فرهنگ اسلامی،در تعریف((انسان))منعکس میشود.اگر انسان بر حسب فرهنگ غربی،موجودی است که معنویت،فرع و روبنای زندگیِ مادی اوست،در فرهنگ اسلامی موجودی است که معنویت،کمال مطلوب و غایت و نهایت زندگی اوست.نکته ی مهم این است که در اسلام،معنویت و روحانیت به هیچ رویدر مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته است.دین برای آن نیامده است تا ما را از جسم،یک سره غافل سازد و از دنیا جدا کند.بلکه برای آن است که به ما ((اندازه))بیاموزد تا بتوانیم با حفظ اعتدال،از افراط و تفریط مصون بمانیم و مثلا چنان نباشیم که خود را فقط تن بینگاریم و جز به بهره وری از جسم به هیچ چیز نیندیشیم.

در چنین بینشی،دیگر تن،تنها بخش وجود انسان نیست و خوش بخت شدن نیز تمتع محدود جسمانی میان تولد تا مرگ نیست انسان راه درازی دارد که مرگ یکی از گذرگاه های آن است.او  رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه ی همه  خوبی ها و ارزش هاست.او خود را شریف تر از آن میداند که به جسمش شناخته شود و وظیفه ی خود را خطیر تر از آن میبیند که تنها به دن نمایی و آرایش جسم بپردازد.انسان در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام،برای آن لباس به تن نمیکند که تن را عرضه کند،بلکه لباس میپوشد تا خود را بپوشد.لباشس برای او یک حریم است؛به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ نگه دارد و کرامت او را حفظ میکند.لباس پوست دوم انسان نیست.خانه ی اول اوست.انسانِ اسلام،کمال خود را در آن نمیبیند که تن خوش را چون کالایی تزیین کند و به راه اندازد و بفروشد،بلکه به جای آنکه تن خود را به خلق بفروشد،جان خود را به خدای خویش می فروشد.

باس انسان،پرچم کشور وجود اوست؛پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت میکند.همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز میکند،هر انسان نیز،مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد،لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را تن به در نخواهد کرد

***

شگفت است که هرگاه از پوشش و سادگی اسلام به میان می آید،مخالفان میگویند شما میخواهید زن را از حضورِ فعال در جامعه محروم کنید و او را در خانه محبوس سازید.شما شخصیت زن را جدی نگرفته اید و نیمی از جمعیت کشور را از صحنه ی کار اجتماعی بیرون رانده اید و... .در پاسخ باید گفت:اتفاقا چون در تفکراسلامی،زن باید به عنوان یک انسان به صورتی جدی وارد اجتماع شود،لازم است دست از تجمل و خود نمایی بردارد.لازمه ی اجتماعی بودن این است که فرد کمتر به خود بپردازد و خود را چون قطره ای در دریای جامعه غرق کند.لازمه ی وارد اجتماع شدن این است که ((من)) از میان برود و ((ما))ایجاد شود.اگر قرار شود هر زنی و هر مردی،با توجه به لباس و بدن و روی و موی خویش،سعی کند که از خود هر چه بیشتر یک ((منِ))مشخص و انگشت نما بسازد،معلوم میشود او نمیخواهد به اجتماع بپیوندد و نه در غم جامعه،که در غم خویش است

و اما سخن آخر:

کریستین آندرسن(داستان نویس دانمارکی در قرن 19)داستانی دارد که مضمونش به زبان خودمانی این است:

دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فن خیاطی استادیم و بهترین لباس ها را که برازنده ی قامت بزرگان باشد،میدوزیم اما از همه مهمتر،هنر ما ین است که میتوانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال زاده ها قادر به دیدن آن باشند و هیچ حرام زاده ای آن را نبیند.اگر اجازه بفرمایید،لباسی چنین برای شما نیز بدوزیم .پادشاه با خوش حل موافقت کرد و دستور داد مقادیر هنگفتی در اختیار دو خیاط گذاشتند تا لباسی چنان بدوزند.

خیاط ها کارگاهی عریض و طویل و دوکو چرخ و قیچی را  به راه انداختند و بدون آن که پارچه و نخ به کار بندند،دست های خود را چنان استادانه در هوا تکان میدادند که گفتی مشغو دوختن لباس اند.روزی پادشاه،نخست وزیر را به دیدن لباس نیمه کاره فرستاد اما صدراعظم هر چه نگاه کرد چیزی ندید.از ترس این که دیگران نفهمند که او حرام زاده است،با جدیت تمام زبان به تعریف از لباس گشود و به پادشاه گزارش دادند که کار تهیه ی لباس به خوبی پیش میرود.ماموران عالی رتبه ی دیگر هم از کارگاه خیاطی دیدن کردند و در تایید کار خیاطان از همدیگر سبقت میگرفتند.

بالاخره نوبت به خود پادشاه رسید و او به خیاط خانه ی سلطنتی رفت تا لباس عجب خود را به تن کند.البته چیزی ندید و پیش خود گفت که معلوم میشود فقط من در میان این همه حلال زاده نیستم.پس در کمال دیرباوری و ناراحتی،ناچار وجود و زیبایی لباس را تصدیق کرد و در مقابل آیینه ایستاد تا آن را به تن کند.خیاطان آمد و رفت میکردند و لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست میکردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود و از ترس سخن نمیگفت و ناچار دائما از داشتن چنان لباسی احساس مسرت نیز مینمود.سرانجام،قرار شد جشنی عظیم برگزار شود تا پادشاه جامه ی خود بپوشد و خلایق همه او را در آن لباس ببیند.مردم به عادتمعمول در دو سمت خیابان ایستاده و پادشاهِ لخت با آداب تمام،با آرامش و وقار از برابر مردم عبور میکرد و دو نفر از خدمه ی دربار دنباله ی لباس را در دست داشتند تا به زمین مالیده نشود.درباریان،رجال،امیران و وزیران با احترام و حیرت و تحسین پشت سر پادشاه در حرکت بودند.مردم نیز با آن که هیچ نمیدیدند لباسی،از ترس تهمت حرام زادگی غریو شادی سرداده بودند و لباس جدید را به پادشاه تبریک میگفتند.

ناگاه کودکی از میان مردم فریاد زد((این که لباس به تن ندارد؛این چرا لخت است؟))هر چه مادر بیچاره اش سعی کرد او را از این حرف منصرف کند نتوانست.کودک دوباره به سماجت گفت((چرا پادشاه برهنه است؟))کم کم کی دو بچه دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یک پارچه فریاد زد که چرا پادشاه لخت است؟ و چرا...و چرا...

***

اینک تمدن غرب چنین وانمود مکند که مخواهد برای انسان لباس بدوزد اما در حقیقت به جای آنکه لباس بر تن او کند،او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرئت نمیکند فریاد برآورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه مد و پارچه و چه و چه،برهنگی انسان است.آیا مردمی پیدا مشوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و در مقابل جهانی که برهنگی را لباس میداند،جرئت کنند و فریاد برآورند؟

قُوّت افرنگ از علم و فن است                  از همین آتش چراغش روشن است

علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ            مغز میباید نه ملبوس فرنگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط بنده ی خدا در 87/12/11 ساعت 13 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی ما


فرجام كار در گذشته و آينده از آن خداست و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى‏گردند (4)
هر كه را بخواهد يارى مى‏كند و اوست‏شكست‏ناپذير مهربان (5)
وعده خداست‏خدا وعده‏اش را خلاف نمى‏كند ولى بيشتر مردم نمى‏دانند (6)
از زندگى دنيا ظاهرى را مى‏شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند (7)
آيا در خودشان به تفكر نپرداخته‏اند خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق و تا هنگامى معين نيافريده است و [با اين همه] بسيارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند (8)
آيا در زمين نگرديده‏اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نيرومندتر از ايشان بودند و زمين را زير و رو كردند و بيش از آنچه آنها آبادش كردند آن را آباد ساختند و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند بنابراين خدا بر آن نبود كه بر ايشان ستم كند ليكن خودشان بر خود ستم مى‏كردند (9)
آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى] بدتر بود [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى‏گرفتند (10)

سوره ی روم/قرآن مجید

خداوندا شبم را روز گردان
چو روزم بر جهان پیروز گردان
شبی دارم سیاه،از صبح نومید
در این شب رو سپیدم کن چو خورشید
به داور داور فریاد خواهان
به یا رب یا رب صاحب گناهان
به ریحان نثار اشک ریزان
به قرآن و چراغ صبح خیزان
به مقبولان خلوت برگزیده
به معصومان آلایش ندیده
که رحمی بر دل پر خونم آور
وزین غرقاب غم بیرونم آور
نظامی-خسرو و شیرین
محققان دریافته اند که گرایش های دینی،فشار خون را تعدیل کرده و آن را کاهش میدهد و در عین حال مطالعات نشان داده اند که عمل به آموزه های دینی با زندگی طولانی تر رابطه دارد....
به نظر شما داشتن دینی مناسب چه تاثیری میتواند داشته باشد؟
حافظ میگوید:
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
همین حافظ که به چنین مقامی دست یافته که در دنیا او را بی نظیر ساخته:
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
این شب قدر که این تازه براتم دادند...
یا مولوی که سالی را به عنوان سال او توسط یونسکو انتخاب میکنند...خود مولوی میگوید:
حمد احمد حمد جمله انبیاست
چون که صد آید نود خود پیش ماست..پ
و بسیاری دیگر از دانشمندان و عرفا و ادبا که همه از دینشان تاثیر میگرفتند....

پیوند های روزانه

آرشیو

پیوند های وبلاگ

نسیم کویر
الوتر الموتور
راه عشق!!عاشقی کلیک کن
خدا شکرت....
پزشکی سلامت و طب ایران
شیعیان نیویورک
پاسخ به اسلام ستیزان
اسلام آئین زندگی-مخالف بیفکری پست 5
انتقادات صحیح
پنگوئن قالب ساز.با قالب های زیبا!
قرآن به چندین زبان زنده ی دنیا
کلی جوک و اس ام اس و هر چی بخوای...
از دل من تا دل تو
امانت
آنشرلی با موهای قرمز...
جل
بزرگترین مجموعه ی دانلود رایگان مداحی و ملودی
نگاره هائي از قلبمان
انجمن جوانان یوسف زهرا
مدافعین حقیقت
پارس قرآن(سیری در قرآن)
سایت بزرگ معارف اسلامی
حقیقت جو
sar had
سایت غنی پاسخ گویی به شبهات
تولی
اسلام آیین برادری
درک کامل از دین
خدای مهربون
هزار سوال ساده درباره ی مسیحیت
خرافات در انجیل
وبلاگ تخصصی عفاف و حجاب
چرا؟؟؟
دو سو
رموز جدید عددی قرآن
لم یلد و لم یولد
علمدار صبح(شماطیبل)
بیا 2 قرآن
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

وضع علمی مسلمانان و مسیحیان
منظور از ضلالت(به معنای گمراهی)در قران که به خداوند نسبت داده شده چیست؟
کدام حق است؟
چرا بسیاری از مسلمانان به نتایج دین نرسیده اند؟
بهشت
قدرت خداوند در قرآن و مقایسه با قدرت خدا در انجیل
آیا خدا میتواند....!؟
منظور قرآن از عرش چیست؟
ریشه ی دین کجاست؟
بهترین دلیل....!
الله در قرآن
الله کیست 3
خرافات در انجیل یا در قرآن
بیان دیگر از روز قیامت
روز قیامت
معصومیت همه ی انبیا
عشق و محبت در اسلام
چرا شیعه معتقد به امامت است؟
دو قرن سکوت؟
چرا اسلام آخرین دین است؟
اسلام به چه دعوت میکند؟
سلسله مباحث اسلام شناسی بر مبنای گفتار شناسی پیامبر اسلام
دانود2
آیا میدانید الله کیست؟؟(خدای مسلمانان)
دانلود فیلم فراتر از فتنه رایگان
آیا میدانید الله کیست؟؟
ایدئولوژی اسلامی بر پایه ی گفتار شناسی پیامبر عظیم الشان اسلام
سلسله مباحث اسلام شناسی بر مبنای احادیث پیامبر اسلام(ص):حقوقزن و شوهر
چرا عربی؟
قرآن کتابی شگفت انگیز

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ islam-mobin محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم