| بسم الله الرحمن الرحیم
به عنوان مقدمه
بعد از جنگ بین الملل اول به علل سیاسی استعماری،حس ملیت را طرح کردند.ویلسن یک طرح چهارده ماده ای ریخت که یکی از مواد آن این بود که احساس ناسیونالیستی را زنده کند.این طور نبود که این مواد را برای کشور های اسلامی مطرح کرده باشند،برای دنیا طرح کرده بودند.این نظیر آن دستوری است که ارسطو به اسکندر داد.اسکندر وقتی دنیا را فتح کرد و مانند سیل بنیانفکن همه را زییر مهمیز میآورد،راجع به نگهداری فتوحاتش از ارسطو نظر خواست.گفت:تفرقه بیانداز و حکومت کن؛یعنی هر جا را که فتح میکنی مردم آنجا را تکه تکه کن،از میان خودشان افرادی را بر انگیز و به آنها حکومت بده.آنها با هم رقیب میشوند و همیشه با هم معارضند.لذا تمام آنها تکیه شان به توست.با این روش تو میتوانی ممالکی را که فتح کرده ای زیر مهمیز خودت قرار بدهی.این فکر در جنگ بین الملل اول هم به وجود آمد و طراحش ویلسن بود که در میان هر ملتی احساسات ملین و ناسیونالیستی آنها را تقویت کند.مثلا در مورد منطقه ی عظیم کشور های اسلامی که نیروی واحدی بر آنها حکومت میکرد و ملل مختلفی زیر پرچم آن بودند،گفت باید احساسات ملی هر ملتی را تحریک کرد.کشور ترکیه ی فعلی،کشور عثمانی و یکی از کشور های بزرگ جهان بود.تمام کشور های عربی فعلی تابع عثمانی بودند.از طرفی در کشور های عربی اشراف آن ها را برانگیختند که ما ترک هستیم،زبانمان ترکی است.خطشان را هم عوض کردند.بعد گفتند چون ما روی نژاد تکیه میکنیم پس مذهب یک امر خصوصی است،یک امر فردی است و جزء مسائل اجتماعی نیست.در مجلس ترکیه اصلا مذهب را قبول نکردند و اسلام را به عنوان مذهب رسمی نپذیرفتند.نتیجه این شد که چنین کشوری را در حال انزوا قرار داده اند.بعد گفتند که خدا زبان مخصوصی ندارد،چه لزومی دارد که نماز را به زبان عربی بخوانید؟بیایید نماز را به زبان ترکی بخوانیم،فرقی نمیکند.اسلام خواسته است که مردم نماز بخوانند یعنی با خدا صحبت کنند،با هر زبان که شد میشود، و الله بکل شی علیم.خدا به همه چیز آگاه است،دیگر دلیلی ندارد که حتما به زبان عربی باید نماز خواند.
پاسخ
این هم یک نوع شتابزدگی است.برای اینکه هر مذهبی اگر زبان مخصوص نداشته باشد آن مذهب نمیتواند باقی بماند.اسلام به یک معنی زبان مخصوصی ندارد،به این معنی که اسلام واجب نکرده است که مکالمه حتما زبان عربی باشد.اسلام زبان مخصوصی را برای مکالمه با یکدیگر وضع نکرده است که حتما باید تمام مردم مثلا با خط عربی بنویسند.نه،اسلام دین نژاد نیست.در اسلام اینجور محدودیت ها وجود ندارد.اما اسلام برای اعمال مذهبی زبان مخصوصی را انتخاب کرده که این زبان مخصوص،به همه ی مردم وحدت بدهد.اساسا این،کار خوبی است یا کار بدی که ملت های مختلفِ دارای زبان های مختلف،لا اقل در یک قسمت یک زبانه شوند؟این از نظر وحدت بشریت خوب است،گامی است به سوی وحدت بشریت.اگر به مردم تکلیف میکرد که حتما با یک زبان صحبت کنند،خوب نبود و شاید عملی هم نبود.هر ملتی ادبیاتی برای خودش دارد که آن ادبیات جزء ذخایر آن ملت و ذخایر بشریت است.واقعا باید زبان فارسی را حفظ کرد برای اینکه در زبان فارسی نفایس و آثار گرانبهایی وجود دارد که برای بشریت مفید است،نه از نظر اینکه ما ایرانی هستیم و احساس ملیت ایرانی داریم بلکه از نظر بشر دوستی و علاقه مندی به نفایس بش.گلستان سعدی یکی از ذخایر بشریت است.مثنوی جزء ذخایر بشریت است.همین طور در زبان عربی،قرآن،نهج البلاغع،صحیفه ی سجادیه،که جای خود دارند.بسیاری از کتب عربی جزءذخایر بشریت است.مثلا دیوان ابن فارض.
پس این نخواهد شد که تمام مردم دنیا بیایند یک زبان را برای خود انتخاب کنند.ولی این مقدار که ملل مختلف را لا اقل در زبان مذهبی یکی کنیم،امکان پذیر است و این از آن جهت نیست که زبان خدا-العیاذ بالله-زبان عربی است.اصلا خدا زبان نمی خواهد،حرف هم که نزنیم از نیت ما آگاه است.ولی این یک فلسفه دارد که عرض شد و این فلسفه را باید حفظ کرد.این کوتاه فکری است که هر قومی از اقوام مسلمان اعمال مذهبی را به زبان خودش انجام دهد.
این مطلب هم باید عرض شود که:آیا میدانید هیچ زبانی قادر نیست که زبان دیگر را صد در صد تحویل بگیرد.هر زبانی آنچه که دارد مخصوص خودش است؛یعنی شما اگر تمام ادبای فارسی زبان را جمع کنید تا سوره ی حمد را به فارسی ترجمه کنند که همان منظور سوره ی حمد را بفهمانند،امکان پذیر نیست.زبان فارسی را هم اگر بخواهند به زبان دیگری برگردانند که همان لطافت و همان منظور را داشته باشد،نمیتوانند.اشعار خیام را هر کاری بکنند نمیتوانند به زبان دیگری برگردانند.میگویند آمار نشان داده است که اگر شما حرفی برای کسی نقل کنید و آ« شخص همان حرف را به سومی،و سومی به چهارمی و همین طور تا سی چهل نفر برای هم نقل کنند و آن شخص آخر برای شما که این حرف را زده اید نقل کند،میبینید اصلا آنقدر در آن حرف تصرفات شده که هیچ شباهتی با آن ندارد،حالا چه رسد به دین.
یکی از امتیازات اسلام این است که متن آنچه گفته است محفوظ لست.متن قرآن مجید محفوظ است.متن دعاها محفوظ است و ما متنها را باید حفظ کنیم.این متنهای نادانی و جهالت و حماقت است که با چنین حساب بچه گانه که خدا زبان مخصوص ندارد،بگوییم پس نماز را به زبان دیگر برگردانیم.
این نمونه ای است از جهالت ها و تصرفات جاهلانه ای که احیانا در دین میشود و باید افراد معتدل و عادل جلو این تصرفات را بگیرند نوشته شده توسط بنده ی خدا در 87/12/28 ساعت 10 | لینک ثابت |
|