| بسم الله الرحمن الرحیم
دیدگان با مشاهده او را نمیبینند،ولی قلب ها با حقایق ایمان او را میبینند.
خدای من چنان لطیف است که لطفش به وصف در نمی آید و چنان عظیم است که با عظمت وصف نمیگردد و چنان بزرگ کبریاست که با بزرگی وصف نمیشود.در جلالت چنان جلیل است که با غلظت وصف نمیشود.قبل از هر چیز است و نمیشود گفت:پیش از چیزی است.بعد از چیزی است و نمیشود به او بعد گفت.اشیا را خواسته،اما نه با همت.درک کرده است،اما نه با خدعه.در همه اشیاست،اما نه با آنها مخلوط و از آنها هم جدا نیست.ظاهر است.نه به شکل مباشرت.متجلی است،نه با دیدن.دور است،نه با مسافت.قریب است،نه با نزدیک شدن.لطیف است،نه با جسم داشتن.مو جود است،نه از عدم.فاعل است،نه به اضطرار.صاحب تقدیر است،نه با حرکت.زیاد میشود،نه با اضافه.شنواست،نه با آلتی.بیناست،نه با اداتی.اماکن حاوی او نمیشود و اوقات او را شامل نمیشود،صفات او را محدود نمیکنند و خواب او را فرا نمیگیرد.هستی او از اوقات سبقت جسته.وجودش از عدم و ازلش از ابتدا پیشی گرفته است.با خلق مشاعر فهمیده میشود که کسی برای او مشاعر قرار نداده و با تجهیر جواهر فهمیده میشود که جوهر ندارد و با ضد قرار دادن میان اشیا فهمیده میشود که او ضد ندارد و با خلق تقارن میان اشیا فهمیده میشود که او قرین ندارد.نور را ضد ظلمت قرار داده است و خشکی را ضد تری و زبری را ضد نرمی،و سردی را ضد گرمی،متباین ها را با هم جمع کرده و میان چیز های نزدیک،دوری افکنده است که با تفریق،بر مفرق و با تالیف بر مولف دلالت میکند.و این سخن خدای تعالی است)):و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون)).
میان قبل و بعد فاصله انداخت تام علوم شود که او قبل و بعدی ندارد و موجودات با غرایزشان گواهند که آفریننده غریزه ی آنها،غریزه ندارد و با موقت بودنشان اعلام میکنند که برای قرار دهنده ی وقت آنها وقتی نیست.میان موجودات حجاب و مانع قرار داده تا معلوم شود میان او و خلقش حجابی نیست.پروردگار است،بدون اینکه خود پروردگاری داشته باشد و اله است،بدون اینکه خود الهید اشته باشد،عالم است،بدون اینکه معلوم باشد.سمیع است،بدون اینکه مسموع باشد....

رساله ی حول الرویه،ص 123-121
از جملات قصار امیر المومنین(علیه السلام) نوشته شده توسط بنده ی خدا در 88/02/07 ساعت 21 | لینک ثابت |
|