| بسم الله الرحمن الرحیم
اسلام آخرین دین آسمانی
همان گونه كه يك انسان بايد دوره هاى مختلف آموزشى و تربيتى را طى كند تا به سطح تحصيلات نهايى برسد (مانند دوره دبستان، دبيرستان و... از نظر مذهبى و آموزش دينى نيز جهان بشريّت دوره هاى مختلف تكاملى را پيموده تا به دوره نهايى كه اسلام است رسيده است.
روزى در مكتب «نوح(عليه السلام)»; نخستين پيامبر اولوالعزم و سپس در مكتب «ابراهيم(عليه السلام)» بعد در مكتب «موسى(عليه السلام)» و سپس در مكتب «عيسى(عليه السلام)» و در پايان در مكتب «محمّد(صلى الله عليه وآله)» پيامبر اسلام كه در حقيقت دوره عالى و نهايى تربيت الهى است; پرورش مى يابد. به اين ترتيب «اسلام» آخرين دين آسمانى است و قرآن مجيد با صراحت به اين حقيقت گواهى مى دهد:
( مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ اَبَآ اَحَد مِنّ رِّجَالِكُم وَ لَكِن رَّسُولَ اللهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيّنَ; محمّد پدر كسى از شما نبود (او رابطه خاصّى با شما ندارد او فرستاده خدا و آخرين پيامبران بود).
در اين جا ممكن است سؤالى پيش آيد كه ثابت و نهايى بودن يك آيين با تحوّل روح و جسم انسان و تغيير نيازمندى هاى او چگونه سازگار است، در حالى كه هر عصر و دورانى، ويژگى ها و نيازمندى هاى مخصوص به خود را دارد؟
پاسخ اين سؤال چندان پيچيده نيست: محتويّات دعوت دين اسلام و تعليمات و قوانين آن بر دو گونه است:
الف) يك سلسله اصول و تعليمات ثابت كه بر اساس ويژگى ها و
فطريّات ثابت انسانى بنا شده است، مانند عدالت، صلح، مبارزه با تبعيضات ناروا، آزادگى، پاكى، وفاى به پيمان، راستى، درستى، امانت، نيكى به همگان، فداكارى، جهاد در راه حق، مبارزه با فساد، محبّت و صميميّت، اطاعت از فرمان خدا و دورى از ظلم، تجاوز، تن بذلّت دادن، اختلاف و پراكندگى، بى بند و بارى، دروغ، تزوير و ده ها اصول ثابت و تغييرناپذير ديگر كه اگر مثلا ميليون ها سال بر انسان بگذرد هرگز بى دادگرى خوب و عدالت بد نخواهد شد.
قسمت مهمّ تعليمات اسلام مربوط به اين حقايق است و اينها اصولى است كه در هيچ عصر و زمانى دگرگونى پيدا نمى كند.
ب) قسمت تحوّل پذير كه از نيازمندى هاى انسان كه با گذشت زمان دگرگون مى گردد سرچشمه مى گيرد. به عنوان مثال چگونگى مناسبات و پيمان هاى كشورهاى اسلامى با غير مسلمانان، مناسبات سياسى، اقتصادى و مانند اينها... تاكتيك هاى دفاعى، وسايل مورد نياز براى دفاع و مسائل ديگرى از اين قبيل، همه تحوّل پذيرند و ترديدى نيست كه اين امور با ويژگى هاى هر عصرى دگرگون مى گردد. دستورهاى اسلامى در اين قسمت يك سلسله كليّات وسيع است كه مى تواند بر نيازمندى هر عصرى منطبق گردد و آنها را تأمين كند، به عنوان مثال در مورد وسايل دفاعى و آرايش نيروهاى نظامى، قرآن مى فرمايد:
( وَ أَعِدُّواْلَهُم مَّا أسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة وَ مِن رِّبَاطِ ألْخَيْلِ تُرْهِبوُنَ بِهِ عَدُوَّاللهِ وَ عَدُوَّكُمْ; نيرويى كه در توان داريد براى مقابله با دشمنان، فراهم سازيد، و مركب ها (اسب هاى ورزيده) را آماده كنيد تا دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانيد).
قابل توجّه اين كه در اين آيه پس از دستور به يك اصل كلى «آمادگى هر چه بيشتر براى دفاع در برابر دشمنان و بدست آوردن هرگونه نيرو و وسيله لازم براى اين كار» با صراحت مى فرمايد منظور از اين آمادگى، تهاجم و آدم كشى نيست بلكه منظور «ارعاب» و ترسانيدن دشمن است تا از آمادگى شما بيمناك شوند و دست به اسلحه نبرند و در نتيجه جنگى رخ ندهد.
اين يك نمونه از دستورهاى كلّى اسلام، براى تأمين نيازمندى هاى جامعه اسلامى در هر عصر و زمان است، و مانند آن در ساير مسائلى كه با گذشت اعصار و قرون دگرگون مى شود نيز ديده مى شود.
در حقيقت اسلام در اين قسمت يك سلسله كليّات ثابت دارد كه خصوصيّات و جزئيّات آن در هر عصر و زمانى بر اساس نيازمندى هاى آن زمان خواهد بود.
به علاوه پيشوايان و مراجع دينى اختياراتى دارند كه حدود آن به طور دقيق در فقه اسلامى تعيين شده و با استفاده از اين اختيارات در موارد لزوم مى توانند نيازمندى هاى ويژه يك محيط يا يك زمان را تأمين كنند. حكم معروف تحريم موقّتى «تنباكو» و محاصره اقتصادى يك شركت استعمارى خارجى كه به وسيله يكى از مراجع دينى براى قطع نفوذ بيگانگان در سال 1309 هجرى قمرى صادر شد، از اين قبيل است. اين بخش را در اسلام «حكم فقيه» مى نامند نوشته شده توسط بنده ی خدا در 88/02/19 ساعت 19 | لینک ثابت |
|