| بسم الله الرحمن الرحیم
معارف اسلامی در قرآن،از راه های گوناگونی بیان شده است و راه های نامبرده به طور کلی به دو طریق ((ظاهر))و ((باطن)) منقسم میشود؛
حرف قرآن را بدان که ظاهریست/زیر ظاهر باطنی بس قاهری است.
بیان از طریق ظاهر بیانی است هک مناسب سطح افکار ساده ی عامه میباشد به خلاف طریق باطن که اختصاص به خاصه دارد و با روح حیات معنوی درک میشود.
بیانی که از طریق ظاهر سرچشمه میگیرد خدای متعال را فرمانروای علی الاطلاق جهان آفرینش معرفی میکند که سراسر جهان ملک اوست،خداوندِ جهان فرشتگان بسیار بیرون از شمار افرید که فرمانبران و مجریان اوامری هستند که به سوی جهان صادر می فرماید و هر بخش از آفرینش و نظام آن ارتباط به گروه خاصی از فرشتگان دارد:
تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر
نوع انسان از آفریدگان و بندگان او هستند که باید از اوامر و نواهی او پیروی کنند و پیغمبران،حاملان پیامها و آورنده ی شرایع و قوانین او هستند که به سوی مردم فرستاده و جریان آنها را خواسته است.
خداوند متعال به مقتضای عدل خود و وعده ای که فرموده،گروه انسان را پس از مرگ دوباره زنده میکند و به جزئیات اعتقادات و اعمالشان رسیدگی حقیقی مینماید و میان ایشان به حق قضاوت و داوری میفرماید و در نتیجه حق هر ذیحقی را به وی میرساند و داد هر مظلومی را از ظالمش میگیرد و پاداش هر کس را میدهد و عده ای را به سبب کار های نیکشان به بهشت و عده ای را به سبب عصیانشان به طور جاودان در عذاب جهنم میمانند.
این همان بیان ظاهری قرآن است که فایده اش عمومی تر وشعاع عملش وسیعتر است.
کسانی که در ساحتِ حقایق،جایِ پایی به زبان باطنی قران کریم تا اندازه ای آشنایی دارند،از این بیانات مطالبی را میفهمند که بسی بالاتر از سطح فهم ساده و همگانی است و قرآن کریم نیز در خلال بیانات روان خود،گاهی به آنچه مصد باطنی این بیانات است،گوشه ای میزند.
قرآن با اشاره های گوناگون خود،اجمالا میرساند که جهان آفرینش با همه ی اجزای خود که یکی از آن ها انسان است،با سیر تکوینی(تخلف ناپذیر)خود به سوی خدا در حرکت است و روزی خواهد رسید که به حرکت خود خاتمه میدهد،در برابر عظمت و کبریایی خدایی انّیّت و استقلال خود را به کلی از دست میدهد.
این نخستین منزل از جهان ابدیت است،اگر انسان به واسطه ی ایمان و عمل صالح در این جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزدیکان او داشته باشد با سعادتی که هرگز به وصف در نمی آید در جوار خدای پاک و صحبت پاکان عالم بالا به سر میبرد و اگر به واسطه ی دلبستگی و پایبندی به زندگی این جهان و لذایذ گذران و بی پایه ی آن از عالم بالا بریده و انس و الفتی به خدای پاک و پاکان درگاهش نداشته باشد،گرفتار عذابی دردناک و بدبختی ابدی خواهد بود.
مطالب گذشته را میتوان از آیات زیر برداشت کرد.
در این آیات مشاهده میکنیم که خداوند چه مفاهیم عمیقی را در قرآن به کار برده است:
انُّ اِلی ربِّکَ الُّجعی ( سوره ی علق،آیه ی8)
یعنی:برگشت مطلقا به سوی خدای توست.
الا اِلی اللهِ تصیرُ الاُمُورُ سوره ی شوری،آیه ی 53
یعنی:آگاه باشید همه ی امور به سوی خدا برمیگردد
{به علت تسهیل در تایپ به معنا اکتفا میکنیم.برای دریافت متن عربی اینجا کلیک کنید}
همچنین میفرماید:ای جان آرام!به سوی پروردگارت خشنود و خوشایند باز آی.به میان بندگان من درآی و به بهشت من درآی
سوره ی فجر،آیه ی 27-28(خداوند از بهشت من و بندگان من استفاده کرده....میبینید که چه مهربانیتی از این لفظ برخاسته میشود)
و میفرماید:
در چنین روزی خدا پاداش واقعی ایشان را میدهد و میدانند که خدا واقعیتی آشکار و بی پرده است و بس (سوره ی نور،آیه ی 25.)
نوشته شده توسط بنده ی خدا در 88/03/27 ساعت 23 | لینک ثابت |
|