زودا که آیات قدرت خود را در افاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او

 

حرف قرآن را بدان که ظاهریست                 زیر ظاهر باطنی بس قاهری است

زیر آن باطن یکی بطن سوم                        که درو گردد خرد ها جمله گم

بطن چارم از نبی خود کس ندید                    جز خدای بی نظیر بی ندید

تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین                      دیو،آدم را نبیند جز که طین

زانکه از قرآن بسی گمره شدند                     زیر رسن جمعی درون چاه شدند 

 

در ابتدا به فرازی چند از خود قران درباره ی خود قرآن می پردازیم:       

 

سوره ی نسا آیه ی 82

 

آیا در قرآن نمی اندیشید؟هر گاه از سوی دیگری جز خدا میبود در ان اختلافی بسیار می یافتند

 

سوره ی الحجر آیه ی 9

 

ما این قرآن را فرو فرستادیم و خود نیز آن را حفظ میکنیم.

 

حال که به اینجا رسیدیم از اعجاز علمی قرآن برایتان می آورم باشد که مایه ی عبرت قرار گیرد.ان شا الله:

 

رعد/2)

)الله همان خدائی است که آسمان ها را بی هیچ ستونی که قابل رویت باشد برافراشت.سپس بر عرش استیلاء یافت و خورشید و ماه را که هر یک تا زمانی معین در سیرند مسخر ساخت.کارها را تدبیر میکند و آیات را بیان میکند،باشد که به لقای پروردگارتان یقین کنید)).

تعادل نیروی جاذبه و دافعه(گریز از مرکز)که یکی از ارتباط با جرم کراتآسمانی دارد و دیگری مربوط به حرکت آنهاست،به صورت یک ستون نامرئی اجرام سماوی را نگه داشته است

رعد/3:

((اوست که زمین را بگستراند و در آن کوه ها و رودها قرار داد و از هر میوه جفت جفت پدید آورد و شب را بر روز میپوشاند.در این عبرت هاست برای مردمی که میاندیشند)).

قرآن مجید تقریبا قرن ها قبل از کشف شدن این واقعیت که مساله ی زوجیت در جهان گیاهان تقریبا یک قانون عمومی است بار ها به این حقیقت اشاره کرد.

نبا/6-

7((آیا ما زمین را بستری نساختیم و کوه ها را میخهائی

نحل/15

((و بر زمین کوه هائی بزرگ افکند تا شما را نلرزاند.و رودها و راه ها پدید آورد.شاید هدایت شوید.

این آیه همانند آیه ی 31 سوره ی انبیا و ایه ی 10 سوره ی لقمان بیان این حقیقت علمی است که کوه ها وسیله ی ثبات پوسته ی زمین هستند.

انبیا/32

((و آسمان را سقفی مصون از تعرض کردیم و باز هم از عبرت های آن اعراض میکنند)).

جو زمین با ضخامت حدودا هزار کیلومتر همچون زرهی،زمین را از شر مجموعه بیست میلیون سنگ های آسمانی در روز با سرعتی در حدود 50 کیلومتر بر ثانیه به ان برخورد میکنند و نیز اشعه ی مرگبار کیهانی در امان نگه میدارد.

فرقان/53

((و اوست که دو دریا را کنار هم قرار داد: یکی شیرین و گوارا و دیگری شورابی سخت گزنده و میان ان دو مانع و سدی استوار قرار داد))>

این آیه یکی دیگر از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم میکند که چگونه یک حائل ناپیدا در میان دریای شور و شیرین قرار میگیرد و اجازه نمیدهد آنها با هم آمیخته شوند.امروزه ما میدانیم که این حجاب نامرئی همان تفاوت درجه ی غلظت اب شور و شیرین است.

نمل/88

((و کوه ها را بنگری،پنداری که ساکن و جامدند،حال آنکه مانند ابر در حرکت اند.صنع خداست که هر چیزی را به کمال پدید آورده است.هر آینه او به هر چه میکنید اگاه است)).

همانگونه که پیداست آیه ی فوق بیانگر حرکت و چرخش زمین است.

یونس/5

((اوست خدائی که آفتاب را رخشان و ماه را تابان نمود)).

پیش از آنکه بشر منیر بودن خورشید و مستنیر(انعکاس نور خورشید)بودن ماه را کشف کند،قرآن این گونه حقیقت امر را بیان داشته است.

یس/38

((و خورشید به سوی قرارگاه خویش روان است.این قرمان خدای پیروزمند و داناست))

مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که خورشید(کل منظومه ی شمسی)به سویستاره ی دور دستی که آن را ستاره((وگا))نامیده اند در حرکت است.

علاوه بر این:

1)اشاره به حرکات وضعی و چرخشی زمین

2)اشاره به کرویت زمین

3)اشاره به استخراج معادن و اشیا گرانبها از دل سنگ ها

و...

 

 

                          

 

پاسخ به یک شبه بزرگ

یک شبه ی بزرگ

 

به تازگی چیز هائی رو به نا حق دارن به اسلام میبندند که آدم شاخ در می آره!!

میگن پیامبر نعوذ بلله،شهوت ران بوده است.مخصوصا در همین تازگی که یک شبه ی بس بزرگ شده است... .

حالا بنده هم با تحقیقاتی که انجام داده ام و یا از طریق پرسش به پاسخی قانع کننده دست یافتم.

ببینید،پیامبر چندین زن گرفت،این رو ما تکذیب نمیکنیم،اما اینکه میگن شهوت ران بوده اند،کفر واضح است.

در زیر به بیان علت های ازدواج های مکرر پیامبر و توجیح کردن این مهم پرداخته ام:

الف)اکثر ازدواج هائی که پیامبر انجام میداده اند،بعد از حضرت خدیجه(ع)بوده است.یعنی در سن و سال بیشتر از 45.

از نظر روانشناسان و پزشکان،هر چه سن انسان رو به پیری میرود،غرایز جنسی و شهوانی فرد نیز رو به تقلیل میرود.پس پیامبر بیشترین ازدواج هایشان را در سنینی انجام داده اند که هیچ گونه غریزه ی جنسی در ایشان نبوده است.

ب) در زمان پیامبر به دلیل جنگ های مکرری که اتفاق افتاده است،بسیاری از زن ها شوهرانشان را از دست داده بودند.

بنا بر این آن حضرت نیز مانند حضرت علی(ع) باید از فرزندان یتیم زنان بیوه حمایت میکرد.اما چون بحث محرم و نامحرمی به وجود نیاید،پیامبر زنان بیوه را صیغه میکرد تا برای سرپرستی آنها مشکلی به وجود نیاید.

نکته ی دیگر اینکه پیامبر حتی یکبار نیز با زنان صیغه ای خود هم بستر نشده بودند.

ج)یک نکته ی کلی دیگری که باید درباره ی ازدواج های مکرر حضرت پیامبر(ص)بگویم اینکه:

در هر دورانی از زمان،فرهنگ ها متفاوت است.برای مثال در گذشته در عربستان کودکان را برای تربیت به بیابان می بردند،اما اکنون بسیار کم همچین چیزی به چشم میخورد.و یا در گذشته ی فرهنگ ایران،برای اعیاد متفاوت همه،خانه ی بزرگتر ها بر طبق سنت میرفتند،ولی امروزه اصلا به کلی قطع رابطه کرده اند.

پس در گذشته و حتی  در زمان حال اعراب،چند زن گرفتن جزو فرهنگ محسوب میشده است.پس اگر میبینیم در ایران نباید بیش از چند زن گرفت،ولی در عربستان میتوان،دلالت بر این ندارد که فرهنگ اعراب نیز باید بمانند ما باشد.پس زمان پیامبر همچین چیزی رسم بوده است!

چند نکته(به نقل از وبلاگ خدای مهربون در پیوند ها)
بعضی از ازدواجهای پیامبر ما یک رویه سیاسی برای جلب حمایت از طایفه های بزرگ بود مثل ازدواج پیامبر با عایشه در حالی که عایشه فقط 8 سال داشت و عربها در آن روزها احترام دامام را لازم می شمردند و از او حمایت می کردند هرچند که با او اختلاف نظر نیز داشتند
بعضی از ازدواجهای ایشان نیز برای از میان برداشتن خرافات و رسومات جاهلی دوران سیاه جاهلیت بود مثل ازدواج پیامبر با زینب که قبلا زن زید بود .در میان اعراب آن روز وقتی پسری را به فرزندی قبول می کردند(فرزندخواندگی) با او مثل پسران خود رفتار می نمودند یعنی او را در ارث شریک فرزندان واقعی می کردند و زنش را عروس واقعی و محرم می دانستند و این ازدواج با امر خدا و برای از بین بردن آن رسم غلط بود چون زید نیز فرزند خوانده پیامبر بود

 

چرا خدا را نمیبینیم؟؟؟

چرا خدا را نمیبینیم؟؟؟

 

 

مارکسیسم ها و بسیاری از منکران خدا میگویند))ما به چیزی ایمان میآوریم که آن را ببینیم)).

و به عقیده ی آنها هر چیزی که با چشم دیده شود،وجود دارد.

نظر شما راجع به این حرف چیست؟آیا ندیدن خدا توسط چشم،دلیل بر نبود خداست؟

یا اصلا تا به حال فکر کرده اید که چرا خداوند خالق را نمیبینیم؟؟

پس بهتر است با سه مثال بسیار ساده و علمی معتبر،هم جواب مارکسیسم ها و هم جواب منکران را بدهیم!

1)در پرتو هائی که از خورشید به سمت زمین می آید،طیف رنگی بسیار گسترده ای وجود دارد که ما تنها هفت رنگ از آن ها را میبینیم.پس آیا میتوانیم بگوئیم چون ما سایر طیف های رنگ را نمیبینیم،این چنین قضیه ی علمی کذب محض است؟و یا میتوانیم منکر آن شویم.

2)برای صوت نیز سه دسته ی:فرو صوت،صوت و فرا صوت وجود دارد که هر کدام طول موج های معینی را دارند.

این صدائی که ما از محیط پیرامونمان میشنویم تنها به بخش کوچک ((صوت))اختصاص دارد و دیگر صداها (چه فرا صوت و چه فرو صوت)را ما قادر به شنید نشان نیستیم.

برای مثال مورچه ها برای صحبت کردن از امواج فرو صوت استفاده میکنند که ما قادر به شنید نشان نیستیم.و یا دلفین ها برای ارتباط برقرار کردن از امواج فرا صوت استفاده میکنند.پس میبینیم صدا ها نیز بخشی اعظم از آنها را نمیبینیم.

3)اگر بخواهیم بر عقیده و نظر مارکسیسم ها(همانگونه که در بالا اشاره شد)اتکا کنیم،باید بگوئیم:

((انسان ها بی دلیل به زمین چسبیده اند،چون چیزی به نام جاذبه را ما نمیبینیم،پس جاذبه ی زمین هم وجود ندارد.

اما خودشان هم این واقعیت_یعنی وجود جاذبه _را تکذیب نکرده اند و موافق هستند که جاذبه وجود دارد.

پس چرا آن چیزی را که نمیبینند انکار نمیکنند؟

نتیجه گیری:

پس چون میگوییم خداوند نیز چیزی فراتر از جسم و عالم ماده هست،ما قادر به دیدن او نیستیم.همانطور که قادر به دیدن طیف های رنگ و صوت و نیروی جاذبه نیستیم.

 

 

وجود خدا از دیدگاه متفکران و دانشمندان

 

دونالد هانری پور تر:

((خلقت به هر نحوی انجام شده به دست خالق بوده و وجود خدای متعال پایه ی اساسی هر فرضیه است و جواب سوالاتی که تا به حال پاسخی به آنها داده نشده یک کلمه است و آن کلمه خدا)).

آیزاک واتس(اثبات وجود خدا صفحه ی 145):

((طبیعت در حال قیام کتاب خود را گشوده و از روی آن آفریدگار بزرگ را تسبیح و تجلیل میکند)).

والتر اوسکارلند برگ،دانشمند فیزیولوژی و بیوشیمی:

((اگر ما منکر وجود خدا باشیم در عین حال نظم و ترتیب و پیش بینی در امور طبیعی را قبول کنیم،به بزرگترین تضادها قائل شویم،و این بر خلاف منطق و عقل سلیم است)).

آلبرت انیشتین:

((در عالم مجهول،نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست.من اسم این نیرو را خدا گذاشته ام.من در این دنیا ماده و نیروی ازلی نمیبینم و آفرینش جهان را نتیجه ی تصادف نمیدانم و به نظر من در آفرینش جهان هیچ عامل مجهول،حتی مرموز،وجود ندارد.من در آفرینش جهان مشیت پروردگار قادر متعال را میبینم و بس،و عقیده ی من شاید غیر منطقی نباشد.آیا بشری که هوش و استعدادش محدود است میتواند بگوید که فلان موضوع با عقل و حق وفق میدهد و فلان موضوع دیگر نمیدهد!در هر صورت من عقیده ی خود را ابراز نمودم و همیشه در این عقیده ثابت خواهم بود)).

رومین:

((تمامی مبانی علمی و فلسفی من در باب پدیدار شدن جهان از ماده ی بی شعور باطل،و وجود جهان نیز بدون صانع متعال و حکیم مقتدر که احساس درونم به تحقق او گواه،و حکمت های آفرینش او را تصدیق میکند محال است،و آفریدگار جهان حق است.)).

 

 

 

خوب.

حالا نظر شما راجع به خدا چیست؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

منظور از اینکه آسمان ها و زمین در شش روز آفریده شده است چیست؟

 

یک اختر شناس میگوید که هر ستاره(کهکشان،سیاره و ..)شش مرحله را پشت سر میگذارد.

حال آنکه در برخی از آیات قرآن مجید آمده:

((خداوند زمین و آسمان را در شش روز آفرید))

من استنباطم اینه که منظور از شش روز،شش مرحله است.چون واقعا که در شش روز نیافریده.بلکه در هزاران سال به وجود آمده.آن هم با مرور زمان.پس این شش روز با آن مطابقت دارد.

حتی میتوان گفت بر اساس خود قرآن که ((هر روز نزد شما،هزاران سال نزد خداست))

پس این شش روز بدین صورت است؛

هزاران سال*6

 

 

 

حقیقت بندگی

بر سه چیز است:

۱)مال الله:همه چیز را برای خدا بدونی

۲)تدبیر الله:هر اتفاقی رو از جانب خدا بدونی و مطمئن باشی که خدا بدتو نمیخواد.هر اتفاقی که برات می افته از جانب خداست و بدونی که دوست داره...

۳)خلق نیکو:خوشبرخوردی با مردم...