1ـ2. سلامت متن از افتراء و تهمت بر خدا و رسول: كتاب مقدس پر از تهمت‌هايي است كه بر خدا و رسول او زده شده است. اين خود مي‌‌تواند دليل تحريف آن باشد، بعضي از متوني كه در عهد قديم و جديد آمده، خداوند و انبياي او را به صفاتي كه در شأن آنها نيست توصيف مي‌‌كنند. آنچه كه در سفر پيدايش آمده است مي‌‌تواند مؤيد حرف ما در آنچه كه به خدا نسبت داده‌‌اند و البته لايق شأن خداوندي نيست، باشد:
خداوند در روز هفتم از آنچه ساخته بود فارغ شد و آرام گرفت. پس خداوند روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود؛ زيرا كه در آن روز بعد از اتمام كارش استراحت نموده و آرام گرفت.1

چگونه مي‌‌توان خستگي را به خداوند نسبت داد؟! آيا كسي كه خسته شود مي‌‌تواند استحقاق مقام خدايي را داشته باشد؟ اما آنچه حقيقت است در « قرآن كريم» آمده است.

و لقد خلقنا السّماوات والأرض و ما بينهما في ستّة أيّام و ما مسّنا من لغوب.2
و در حقيقت، آسمان‌ها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس خستگي نكرديم.

*

در همين سفر پيدايش نسبت به انبيا نيز تهمت‌هايي روا داشته‌‌اند:
و لوط از صوغر خارج شد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد؛ زيرا ترسيد كه در صوغر بماند پس با دو دختر خود در غاري ساكن شد. دختر بزرگ به دختر كوچك گفت: پدر ما پير شده و مردي بر روي زمين نيست كه بر حسب عادت كلي جهان بتواند با ما نزديكي كند. بيا تا پدر خود را شراب بنوشانيم و با او همبستر شويم تا نسلي از پدر خود نكاهيم پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانيدند و دختر بزرگ آمده و با پدر خويش هم خواب شد و او از خوابيدن و برخواستن وي آگاه نشد.3

اين‌چنين كتاب مقدس لوط نبي را به زنا با دختران خود محكوم مي‌‌كند. اينها دروغي بيش نيست.
آيا با وجود اين مطالب خرافي و دروغين باز هم كتاب مقدس معصوم از خطا و اشتباه است.
2ـ2. سلامت كتاب از تناقض (اختلاف‌ها و اشتباه‌ها): كتابي كه ادعاي عصمت آن مي‌‌رود ممكن نيست كه احكامش با هم تناقض داشته باشند، مطالبش با هم اختلاف ندارند و اشتباهي در آن مشاهده نمي‌‌شود. كتابي كه در دست اهل كتاب است پر است از اين اشتباه‌ها، اختلاف‌ها و... .

*

خدای کتاب مقدس می ترسد ؛ خدا دید اگر آدم از درخت حیات هم بخورد، مثل خدا جاودان میشود ؛ لذا او را از باغ عدن بیرون کرد!

و خداوند خدا گفت: «همانا انسان مثل یکی از ما شده است، که عارف نیک و بد گردیده. اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد، و تا به ابد زنده ماند.» پس خداوند خدا، او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود، بکند. پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند. (پیدایش 3 / 22 ـ 24)

*

جايگاه مسيح در قرآن

قرآن، «مسيح» را كلمة خداوند توصيف مي‌كند و اينكه روحي از اوست و مي‌فرمايد:
خداوند او را با روح‌القدس تأييد و حمايت نمود
و قرآن كريم همچنين مي‌افزايد كه خداوند بينات يا نشانه‌ها و آيات روشن، و نيز انجيل را به او داد7و او را در هر جا كه بود، مبارك و ميمون قرار داد. قرآن كريم اعمال و افعالي را به مسيح منتسب مي‌كند كه به هيچ‌يك از پيامبران منسوب نيست.
با اشاره به برخي از آيات و از زبان حضرت عيسي(ع) دريافته مي‌شود كه خطاب به مردم فرموده است:
1. از گل مجسمه مرغي ساخته و بر آن نفس قدسي بدمم، تا به امر خدا مرغي گردد.
2. و كور مادرزاد و مبتلا به پيسي را به امر خدا شفا دهم.
3. و به شما از غيب خبر دهم كه در خانه‌هايتان چه مي‌خوريد و چه ذخيره مي‌كنيد.
اين خصوصيات اعجازي در دو آية شمارة 7 و 49 سورة آل عمران و آية 111 ذكر شده و درآنجا آمده است. اين معجزات كه مسيح دست به آنها زد، به اذن و خواست خداوند محقق شوند، آن گونه كه در قرآن ذكر شده است و خود مسيح نيز در انجيل مقدس مي‌گويد، اينها خواست و مشيت من نيستند، بلكه خواست و مشيت كسي است كه مرا فرستاد.
و قرآن كريم ذكر مي‌كند، مسيح از مادري پاكدامن و عذرا به دنيا آمد و در كودكي سخن گفت.و مي‌گويد:
سلام حق بر او باد، در روز ولادتش و در روز وفاتش و روزي كه براي زندگي ابدي برانگيخته خواهد شد.

*

و چانۀ تازۀ الاغی یافته دست خود را دراز کرد و آن را گرفته هزار مرد با آن کشت !!! کتاب داوران باب 15 بند 15


کاش حداقل می گفتن شمشیر بوده . نیزه بوده . آخه با چونۀ الاغ میشه دو نفر یا پنج نفر رو زخمی کرد ، چجوری هزار نفر رو کشته !

*

كشيشان مسيحي چون پاسخي بر ادعاهاي دين خود ندارند و نيك مي دانند هر مناظره و به كار بردن عقلي مساوي است با نفي عقايد مسيحيت كنوني هر گونه تعقلي را در امورات ديني ممنوع كرده اند و تنها بر لزوم ايمان تاكيد مي كنند از اين رو نمي توان مسيحيان را با دلايل عقلي و منطقي به راحتي هدايت كرد زيرا با عقل رابطه ي خوبي ندارند به هر حال بي شك هر خرافه اي ناشي از ايمان و اعتماد بدون خردورزي مي باشد و عقل راهنماي دل و دل دروازه ي ايمان است تاسف از اين است كه لازمه ي مسيحي بودن كنار گذاشتن بزرگترين نعمت خدا و در واقع بزرگ عامل تمايز آن از ديگر موجودات يعني عقل است.

*حرام بودن آموختن زبان در انجیل
بر اساس كتاب مقدس ، آموختن زبان هاي خارجي حرام است . زيرا آمده است :
و خداوند گفت همانا قوم يكي است و جميع ايشان را يك زبان و اين كار را شروع كرده‏اند و الان هيچ كاري كه قصد آن بكنند از ايشان ممتنع نخواهد شد(6 پيدايش 11) اكنون نازل شويم و زبان ايشان را در آنجا مشوش سازيم تا سخن يكديگر را نفهمند(7 پيدايش 11) پس خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده ساخت و از بناي شهر باز ماندند(8 پيدايش 11) از آن سبب آنجا را بابل ناميدند زيرا كه در آنجا خداوند لغت تمامي اهل جهان را مشوش ساخت و خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده نمود(9 پيدايش 11)
بنا بر اين وقتي خداوند به آموختن زبان هاي ديگر راضي نباشد ، پس اين كار حرام مي باشد

*زنا در کتاب مقدس


زنا از جمله محرمات ادیان ابراهیمی است اما در بخش از کتاب مقدس پیامبر خدا جدعون از نذورات مردم مکانی را تهیه می کند که در آن مردم به امر ناپسند و غیر اخلاقی زنا مشغول شوند!



در کتاب داوران 8 : 24 - 27 آمده است:

24 و جِدعون به ایشان گفت: “یك چیز از شما خواهش دارم كه هریكی از شما گوشواره‌های غنیمت خود را به من بدهد.” زیرا كه گوشواره‌های طلا داشتند چونكه اسمعیلیان بودند. 25 در جواب گفتند: “البته میدهیم”. پس ردایی پهن كرده‌ هر یكی گوشواره‌های غنیمت خود را در آن انداختند. 26 و وزن گوشواره‌های طلایی كه طلبیده بود هزار و هفتصد مثقال طلا بود سوای آن هلالها و حلقه‌ها و جامه‌های ارغوانی كه بر ملوك مدیان بود و سوای گردنبندهایی كه بر گردن شتران ایشان بود. 27 و جِدعون از آنها ایفودی ساخت و آنرا در شهر خود عفر‌َه برپا داشت و تمامی اسرائیل به آنجا در عقب آن زنا كردند و آن برای جِدعون و خاندان او دام شد.



بله پیامبر خدا و امر به زنا !

*اسناد اعمال غیر اخلاقی به پیامبر خدا در انجیل



دوم تاریخ 28 : 2 - 4

1 و آحاز بیست ساله بود كه پادشاه شد و شانزده‌ سال در اورشلیم پادشاهی كرد. اما آنچه در نظر یَهُوَه پسند بود موافق پدرش داود به عمل نیاورد. 2 بلكه به طریقهای پادشاهان اسرائیل سلوك نموده‌ تمثالها نیز برای بعلیم ریخت. 3 و در وادی ابن هِنُّوم بخور سوزانید و پسران خود را برحسب رجاسات امتهایی كه یَهُوَه از حضور بنی‌اسرائیل اخراج نموده بود سوزانید. 4 و برمكانهای بلند و تلها و زیر هر درخت سبز قربانیها گذرانید و بخور سوزانید.

*

آیا این کمال بی انصافی نیست که به برترین افراد این کره خاکی که پیامبران باشند این صفات زشت و کیره را بدهیم
مگر به ادعای خود مسیحیان برگزیده بشریت پیامبران نیستند پس چرا اینقدر بی رحمانه و موذیانه این صفات را به این افراد می دهند؟
آیا خوب نیست که تاملی دوباره بر سندیت محتوایی کتاب مقدس بیندازیم تا اگر قبل از ما اشتباهی کرده اند ما نیز آن اشتباه را مرتکب نشویم و این تفکر غلط را ریشه کن بنماییم

*
جالب است میگویند در قرآن امر به فساد و فحشا شده؟؟؟(برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به پاسخ به اسلام ستیزان)

*بلند شدن دود از بینی خدا و خارج شدن آتش از دهانش(البته در انجیل)

بنا بر نقل کتاب مقدس از بینی خداوند دود و از دهانش آتش متصاعد می شود:

۱- آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید و اساس های آسمان بلرزیدند و از حدّت خشم او متحرک گردیدند. از بینی وی دود متصاعد شد و از دهان او آتش سوزان در آمدو اخگرها از آن افروخته گردید. و او آسمان ها را خم کرده، نزول فرمود و تاریكی غلیظ زیر پایهایش بود. بر کروبین سوار شده، پرواز نمود، و بر بالهای باد نمایان گردید (دوم سموئیل 22 / 8 ـ 11)

*

- او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثة من به حضورش به گوش وی رسید. زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوهها بلرزند و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد. دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید. آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظی می بود. بر کروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد. تاریکی را پردة خود و خیمه­ای گرداگرد خویش بساخت. (مزامیر 18 / 6 ـ 11) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
*

گفت و شنود خداوند با فرشته‌ها در داستان آفرينش در عهدين طرح نشده است. ولي قرآن به تمام معنا بيان شده است. و خدواند اين گفتمان را خيلي جدّي و جذاب طراحي کرده است. آنجا که ابتدا خداوند بحثي از طرح خلافت را مي‌گويد. «اذ قال ربک للملائکة اني جاعلي في الارض خليفة ...»(1). و فرشته‌ها فوراً دست به اعتراض زده و گفتند : «أ تجعل فيها من يفسد فيها و يسفک الدماء ...»(2) « آدم دست به خونريزي و فساد در روي زمين خواهند زد؟! خداوند در جواب مي‌فرمايد: «اني اعلم ما لا تعلمون» (2) اين گفتمان تا پايان داستان ادامه دارد. عهدين از اين نکته عالي بي بهرمند است. شايد دليل اش همان تحريف باشد

*یادآوری

براى مردم [وقت] حسابشان نزديك شده است و آنان در بى‏خبرى رويگردانند (۱)
هيچ پند تازه‏اى از پروردگارشان نيامد مگر اينكه بازى‏كنان آن را شنيدند (۲)
در حالى كه دلهايشان مشغول است و آنانكه ستم كردند پنهانى به نجوا برخاستند كه آيا اين [مرد] جز بشرى مانند شماست آيا ديده و دانسته به سوى سحر مى‏رويد (۳)
[پيامبر] گفت پروردگارم [هر] گفتار[ى] را در آسمان و زمين مى‏داند و اوست‏شنواى دانا (۴)
بلكه گفتند خوابهاى شوريده است [نه] بلكه آن را بربافته بلكه او شاعرى است پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‏اى بياورد (۵)
قبل از آنان [نيز مردم] هيچ شهرى كه آن را نابود كرديم [به آيات ما] ايمان نياوردند پس آيا اينان [به معجزه] ايمان مى‏آورند (۶)

قرآن کریم سوره ی انبیاء

*بالاتر بودن مقام پاپ از انبیا الهی(حجت های خداوند بین مردم)


شورای اول واتیکان در سال 1870 میلادی پاپ را مصون از هر گونه خطا و لغزش در مسایل ایمانی و اخلاقی دانست و فرامین او را غیر قابل تخطی اعلام کرد. کتاب واتیکان کلیسای جهانی کاتولیک صفحه 80

چگونه است برای اینکه کلام پاپ مورد اطاعت واقع شود باید او از هر گونه خطا و اشتباه مصون باشد یعنی معصوم باشد. یک انسان معمولی به مقام عصمت می رسد ولی پیامبران خدا و حتی مسیح دچار لغزش و خطا بشوند و آنهم خطاهایی همچون زنا و شرابخواری و دروغگویی و...

*

عزیزان بدرستی این آیات را مطالعه کنید و بینید چه دروغهای شاخداری به پیامبران خدا نسبت می دهند که یک انسان معمولی حتی از فکر آن هم شرم می کند چه رسد به چنین عملی.

تورات سفر پیدایش: فصل 19 / آیه 30ـ 38

و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد زیرا ترسید كه در صوغر بماند. پس با دو دختر خود در مغاره سكنی گرفت. و دختر بزرگ به كوچك گفت: “پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست كه بر حسب عادت كل جهان به ما درآید. بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. و واقع شد كه روز دیگر بزرگ به كوچك گفت: “اینك دوش با پدرم همخواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی همخواب شو تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر كوچك همخواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند. و آن بزرگ پسری زاییده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است. و كوچك نیز پسری بزاد و او را بن عمی نام نهاد. وی تا بحال پدر بنی عمون است.

به نظر شما چنین کسی لیاقت پیامبری دارد آیا نیاید در دین . خدای چنین پیامبری شک کرد آیا هیچ معیار و میزانی برای انتخاب پیامبر در این در نزد این خدا وجود ندارد جناب کشیش اگر شراب خوردن حرام است پس چرا پیامبران خدا اکثرا شرابخوار بودند اگر زنا حرام است پس چرا اکثرا زنا کار و زنا زاده بودند کمی عاقلانه بیاندیشیم و به خود آییم که دنبال چیستیم.

*قانون مدنی کشور فرانسه و مقایسه با قانون اسلام

از دوستان عزیز دعوت می کنم که نگاهی به قانون مدنی کشور فرانسه مهد تمدن مسیحیت بیاندازند تا بهتر با چهره مسیحیت آشنا شوند؟!!!!!!!!!!!!!!!!1
ماده 215 قانون مدنی فرانسه: شوهر حق دارد به تنهایی در دارایی مشترک بین زن و مرد هرگونه تصرفی انجام دهد و در این مورد اجازه زن لازم نیست.
ماده1242 قانون مدنی فرانسه: همچنین حق اداره اموال شخصی زن به مرد محول شده است.
ماده 1428 قانون مدنی ایران: اسلام زن را مالک مطلق اموال خود می داند و حقوق انسانی او را با مردان یکسان می شمارد. و اگر زن به اقتضای طبیعتش رنج بارداری را تحمل می کند مرد هم باید رنج فعالیتهای اقتصادی و سیاسی و تعمین مخارج خانواده را به عهده بگیرد .برای آگاهی بیشتر از حقوق و مقام و منزله ی والای زن در اسلام به وبلاگم و پیوند ها رجوع کنید.

*

زن ماشین جوجه کشی است. و فقط با زائیدن رستگار خواهد شد!!!!!!!!

زن با سکوت به کمال اطاعت تعلیم گیرد. و زن را اجازت نمي دهم که تعلیم دهد يا بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند. زيرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا!!! و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده و در تقصیر گرفتار شد. اما زن به زاييدن رستگار خواهد شد..!

نامه اول پولس به تيموناوس، باب دوم، شماره های 12 تا 15
اما در اسلام چنین چیزی را نمیبینیم..

*

آنطور که من کتاب مقدس را مطالعه کرده ام زنا از جمله محرمات ادیان ابراهیمی است اما در بخش از کتاب مقدس پیامبر خدا جدعون از نذورات مردم مکانی را تهیه می کند که در آن مردم به امر ناپسند و غیر اخلاقی زنا مشغول شوند!

*پشیمانی خدای کتاب مقدس

خدای کتاب مقدس پشیمان می شود ؛ خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هر تصور از خیالهای دل وی دائماً محض شرارت است. و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود، و در دل خود محزون گشت. و خداوند گفت: «انسان را که آفریده­ام، از روی زمین محو سازم، انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را، چونکه متأسفم شدم از ساختن ایشان».

این به این معناست که اساسا هیچ جکمتی بر کارهای خدا ؛ خدایی که این جهان پهناور را بی هیچ نقصی آفریده است حاکم نیست. در ضمن این خدا از آینده و عاقبت کاری که انجام می دهد آگاهی و اطلاعی ندارد و به همین سبب مانند ما انسانها هیچ بعید نیست که اشتباهی هم از او سر بزند!

و در ضمن خداوند با ما یک وجه اشتراک دیگر هم دارد و آن اینکه مانند اغلب انسانها وقتی از دست یک نفر ناراحت است کاسه کوزه اش را سر بقیه هم می شکند تا آنها هم بی نصیب نمانند!( انسان و همه بهایم و حشرات و پرندگان هوا را )

*

 درسفر امثال يک زن همسر دار زناکار مردي را مي فريبد و به او مي گويد : بر
بستر خود دوشکها گسترانيده‏ام(15 امثال سليمان نبيّ 7) با ديباها از کتان
مصري(16 امثال سليمان نبيّ 7) بستر خود را با مرّ و عود و سليخه معطّر
ساخته‏ام(17 امثال سليمان نبيّ 7) بيا تا صبح از عشق سير شويم(امثال
سليمان نبيّ 7) و خويشتن را از محبّت خرّم سازيم(18 امثال سليمان نبيّ 7)
زيرا صاحب خانه در خانه نيست( امثال سليمان نبيّ 7) و سفر دور رفته است(19
امثال سليمان نبيّ 7) کيسه نقره بدست گرفته( امثال سليمان نبيّ 7) و تا
روز بدر تمام مراجعت نخواهد نمود(20 امثال سليمان نبيّ 7) پس او را از
زيادتي سخنانش فريفته کرد( امثال سليمان نبيّ 7) و از تملّق لبهايش او را
اغوا نمود(21 امثال سليمان نبيّ 7)

به نظر شما آموزنده ترين نکاتي که اين عبارات مي تواند داشته باشد چيست ؟ آيا غير از راه فريفتن و زنا چيز ديگري هم آموزش مي دهد ؟
s i n e هاي زن

*کشتی گرفتن پروردگار جهانیان با یعقوب نبی!
در کتاب پیدایش باب 32 بند 24 نوشته شده :
و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی می گرفت ( البته ننوشته این کشتی فرنگی بوده یا آزاد و اینکه دو نفر چطوری چند ساعت می تونن کشتی بگیرن . خدا که معلومه خوب قدرت خدایی داره ولی یعقوب چطوری از شب تا صبح کشتی گرفته ! نمی دونم ! )
وچون او دید که بر وی غلبه نمی یابد کف ران یعقوب را لمس کرد ( چقدر بی نزاکت ) و کف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد !

پس گفت : مرا رها کن زیرا که فجر می شکافد . گفت تا مرا برکت ندهی تو را رها نکنم ( آخر کلاه بر داری تا چه حد ؟ یک بار سر برادرش رو کلاه گذاشت و برکت رو ازش دزدید ، کم بود حالا دوباره سر خدا رو کلاه می گذاره و برکت می گیره ) به وی گفت نام تو چیست ؟ گفت یعقوب گفت از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل زیرا که با خدا و انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی . و یعقوب از او سوال کرده گفت مرا از نام خود آگاه ساز . گفت چرا اسم مرا می پرسی ؟ و او را در آنجا برکت داد
و یعقوب آن مکان را فنیئیل نامیده ( گفت ) : زیرا خدا را روبرو دیده ام و جانم رستگار شد .

یکی از دوستای مسیحیم می گفت : این ها همه تجلی مسیحه و پسر خداونده که به صورت انسان متجلی میشه و این هم اشکال نداره

ولی هر چی فکر کردم دیدم این هم یک توجیه بی خود و بی معنیه
اول مگه مسیح علاف و بیکاره بیاد با یعقوب کشتی بگیره
دوم اینکه مسیح اگر خداست تا زمانی که در رحم مریم قرار نگرفته بود که جسم نبود و فرقی با خدای پدر نداشت . چجوری با انسان کشتی گرفت !

سعدی یک شعر زیبا داره که فکر می کنم جاش همینجاست :
آدمی را عقل باید در بدن/ ورنه جان در کالبد دارد حمار

*مقایسه ی جایگاه مادر در قرآن با انجیل

در آیه زیر از کتاب مقدس عیسی نبی به مادرش پر خاش می کند و با لفظ رکیک و تند با او صحبت می کند در حالی که هر دو به عروسی دعوت شده اند ولی انگار عیسی با مادرش اختلاف دارد و با او قهر کرده است که باهم به عروسی نمی روند بلکه جدای از هم هستند.

و در سیم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود* و عیسی و شاگردانش را نیز بعروسی دعوت کردند* و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند* عیسی بوی گفت ای زن مرا با تو چه کار است* ساعت من هنوز نرسیده است* مادرش بنوکران گفت هر چه به شما گوید بکنید* و در آنجا شش قدح سنگی بر حسب تطهیر یهود نهاده بودند که هر یک گنجایش دو یا سه کیل داشت* عیسی بدیشان گفت قدحها را از آب پر کنید و آنها را لبریز کردند* پس بدیشان گفت الان بردارید و بنزد رئیس مجلس ببرید پس بردند* و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید و ندانست که از کجا ست لیکن نوکرانیکه آبرا کشیده بودند میدانستند رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته بدو گفت* هر کسی شراب خوبرا اول می آورد و چون مست شدند بد تر از آن لیکن تو را شراب خوب را تا حال نگاه داشتی* و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت.... یوحنا 2/4

اما قرآن کریم نحوه برخورد عیسی مسیح را با مادرش چنین بیان می کند: سوره مریم آیات 30 تا 32

قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا*و جعلنی مبارکاَ این ما کنت و اوصانی بالصلاه و الزکواة ما دمت حیاَ* و براَ بوالدتی و لم یجعلنی جباراَ شقیا*

و عیسی گفت من بنده خدا هستم خداوند به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است* و مرا در هر کجا باشم مبارک قرار داده و به نماز و زکات را سفارش نموده ما دامی که زنده هستم* و نیکی به مادرم را به من سفارش نموده و مرا از مستکبران بی رحم قرار نداده*

با مقایسه آیات این دو کتاب باهم انسان کاملا متوجه می شود که کدامیک وحی الهی و مقدس و کدام دست نوشه افراد هوس باز و غیر مقدس است.

*

و او از ايشان به مسافت پرتاب سنگي دور شده به زانو درآمد و دعا کرده گفت: 42 “اي پدر اگر بخواهي اين پياله را از من بگردان ليکن نه به خواهش من بلکه به ارادة تو.” 43 و فرشته‌اي از آسمان بر او ظاهر شده او را تقويت مي‌نمود. 44 پس به مجاهده افتاده به سعي بليغ‌تر دعا کرد چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمين مي‌ريخت.

*نظر گوته


«گوته» شاعر فيلسوف و روشنفكر بزرگ آلماني، سياست هاي نفوذي و استعماري كليسا را چنين افشاء مي كند:
«ساليان درازي كشيشان از خدا بي خبر، ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن، دور نگه داشته اند اما هرقدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دريده ايم، عظمت احكام مقدس اسلام كه قرآن مجموعه آن است بهت و حيرت عجيبي در ما ايجاد نموده است و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير، عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در علم و دانش جهان مي گذارد و بي ترديد، قرآن، جهانگير مي گردد.»1
توجه به سخنان وي، نشان مي دهد كه از عمده تاكتيك هايي كه كليسا براي حفظ مسيحيت رو به زوال و جلوگيري از گرايش جهانيان بويژه مسيحيان به اسلام به كار مي برد، تلاش براي عدم دسترسي مسيحيان به معارف اصيل اسلام ميباشد.


سوال
: آيا چنين کتابي مناسب است راهنماي بشريت به سوي سعادت انسان ها باشد ؟
آيا با وجود اين مطالب مي توان گفت نويسندگان کتاب مقدس هنگام نوشتن اين
کتاب ها از لغزش مصون بوده اند ؟

*خدای مسیحیان گوسفند است!!!
یوحنای لاهوتی از نویسندگان کتاب مقدس در عهد جدید، خدای خود را به گوسفند ذبح شده‌ای تشبیه می‌کند که هفت شاخ و هفت چشم دارد. یوحنا در رویای خود در فصل پنجم عبارت ششم می‌نویسد:
و دیدم در میان تخت و چهار حیوان و در وسط پیران برّه چون ذبح شده ایستاده است و هفت شاخ و هفت چشم دارد که هفت روح خدایند که به تمامی جهان فرستاده می‏شوند
همچنین در فصل هفدهم آیه چهارده می‌گوید :

ایشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ایشان غالب خواهد آمد زیرا که او ربّ‏الارباب و پادشاه پادشاهان است و آنانی نیز که با وی هستند که خوانده شده و برگزیده و امینند.


یوحنا می‌گوید گوسفند مزبور گویا ذبح شده بود (با شک و تردید) نه این که واقعا ذبح شده باشد.


سپس در باب هفتم آیه نهم از همان سفر می‌نویسد:


و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ کس ایشان را نتواند شمرد از هر امّت و قبیله و قوم زبان در پیش تخت و در حضور برّه به جامه‏های سفید آراسته و شاخه‏های نخل بدست گرفته ایستاده‏اند و به آواز بلند ندا کرده می‏گویند نجات خدای ما را که بر تخت نشسته است و برّه را است.


به نظر شما در این تشبیه (که خداوند را به گوسفند تشبیه کرده‌اند)،چه معنی و حکمتی می‌تواند باشد؟. شاید بگویید این تشبیه کنایه از لطافت و نرمی و تسلیم و سازش‌پذیری است . فرض کنیم چنین معنایی را اراده کرده باشند اما آیا خداوند چنین صفاتی را دارد ؟ بله خداوند لطیف است اما آیا نعوذ بالله همچون گوسفند تسلیم یا سازش‌پذیر است یا … . پس اگر مراد گوسفند نباشد و چنین صفاتی باشد باز هم خداوند از چنین صفاتی مبراست و قیاس مع الفارق است .


باز هم از باب مماشات ما کوتاه می‌آییم و فرض می‌کنیم این خدای خاص که مورد تشبیه واقع شده است چنین صفاتی دارد و نرم است و سازش پذیر و …. آن وقت این سوال مطرح می‌شود که آنچه را که گوسفند می‌نامند آیا غضب دهشت‌آور و عذاب و خشم و صلابت هم دارد یا نه؟! اگر گوسفند است یا شبیه گوسفند، پس نباید این صفات را داشته باشد . اما این آیات را ببینید : سفر رؤیا ۶ : ۱۶ پولس نیز در نامه‌اش به عبرانی‌ها خداوند را این گونه توصیف می‌کند ۱۲ : ۲۹ : خدای ما آتش فرو برنده است.

حال جالب آن است که این گوسفند نرم و اهل عطوفت و لطافت و سازش ، هفت شاخ دارد! گاو به خشونتش معروف است چون دو شاخ دارد. اکنون تصور کنید خشونتِ هفت شاخ را.
وقتی باب تشبیه خداوند به حیوانات باز شود ، ممکن است کسی پیدا شود که خداوندی را که آراسته به صفت امانتداری است ، نعوذ بالله به سگ تشبیه نماید. چون سگ حیوان امانت داری است! اعاذنا الله . آیا اگر چنین اتفاقی بیافتد دوستان مسیحی این گونه تشبیهات را می‌پذیرند؟ طبعا باید بپذیرند. چرا که کتاب مقدس خود خداوند را به دلیل لطافتش به گوسفند مانند کرده است ،‌ پس نباید در تشبیه به حیوانات دیگر مشکلی باشد .
راستی آیا می‌توان خداوند را به دلیل نیروی زیادی که دارد ، پناه بر خدا ،‌ به گاو تشبیه کرد؟ چرا؟
آیا می‌توان خداوند عزیز را به دلیل تحمل و صبری که دارد ، پناه بر خدا ، به الاغ مانند نمود؟ چرا که الاغ، حیوانک اسطوره صبر و بردباری است و خداوند نیز که آزار یهود را تحمل کرده نیرومند و با صبر و شکیباست! تفاوت در چیست؟

مساله دیگر این که اگر این تشبیه درست است مسیح باید به گوسفند بودن افتخار کند یا … اما چه شده که در اناجیل چهارگانه آمده است که مسیح خودش را چوپان گوسفندان شمرده : در إنجیل یوحنا فصل دهم آیه بیست و هفتم ۱۰ : ۲۷ آمده است:


گوسفندان من آواز مرا می‏شنوند و من آنها را می‏شناسم و مرا متابعت می‏کنند.


دوستان عزیز مسیحیم ،‌ چگونه شما خدای خود را گوسفند می‌نامید، در حالی که شایسته نیست حتی انسانی را به چنین نامی ملقب کنند . مگر نه آن است که انسان برتر از گوسفند است؟ حضرت مسیح علیه السلام در انجیل متی باب دوازدهم آیه دوازدهم ۱۲ : ۱۲ خود به این مطلب شهادت می‌دهد و می‌فرماید: پس چقدر انسان از گوسفند افضلست.

*******


دوستان عزیز مسیحیم ، آیا این ادب کتاب مقدس پذیرفتنی است؟
برای مشاهده ی تصاویر مستند از کلیسا ها و اماکن مسیحی به آدرس زیر رجوع کنید(بسیار جالب)
http://www.pedar.net/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad%d9%8a-246.html

آدمی را عقل باید در بدن.....